88/06/01
چراحلقه ازدواج بایددرانگشت چهارم قراربگیرد؟

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است
1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.
3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.
4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5- لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.
عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
شست نشانه والدین است .
انگشت دوم خواهر و برادر .
انگشت وسط خود شما .
انگشت چهارم همسر شما .
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.
87/11/12
خداوندگار نی

در گذشته صدای نی، همراه با نا خالصی زیاد بود؛ یعنی نواختن نی بصورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد، نی استاد، به رادیو راه پیدا کند؛ تکنوازیها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان چون جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و ... باعث شد، نی همردیف سازهای دیگر قرار بگیرد.
بعد از این دوره اغلب ارکسترهای ایرانی شروع به استفاده از ساز نی کردند و این احساس نیاز باعث رشد روز افزون نوازندگان نی شد که حتی امروزه به عنوان یک رشته تخصصی در دانشگاه تدریس می گردد. می توان گفت، تمام نوازندگان امروز نی، با شنیدن صدای نی استاد کسایی به این ساز علاقمند شدند.
حسن کسايي به گفته خود در تاریخ 20 مهر 1307 در خانواده ای تاجر پیشه به دنیا آمد. پدر او سید جواد کسایی از تاجران به نام آن زمان اصفهان به دلیل علاقه و انسی که با موسیقی داشت، با اساتید آن زمان رفت و آمد می نمود؛ بزرگانی چون سید حسین طاهرزاده، جلال تاج زاده اصفهانی، اکبر خان نوروزی، خاندان شهناز (شعبان خان، حسین آقا، علی آقا و جلیل شهناز)، غلامحسین سارنج، ادیب خوانساری. بطوری که منزل آقا سید جواد، محفلی بود برای تجدید دیدار و نیز ساز و آواز اساتید به نام موسیقی اصفهان.
این آمد و شد ها موجب شد حسن کسائي از کودکی با موسیقی آشنا شود و به مرور زمان، علاقه زیاد ایشان به موسیقی خصوصا" ساز نی (بعد از دیدن یک نوازنده دوره گرد) بر آن شد تا پدر، وی را نزد مهدی نوائی ببرد. پس از فوت مهدی نوایی کسایی همچنان از همنشینی با نوازندگان اصفهانی در جهت تسلط بر نوازندگی نی استفاده کرد؛ مخصوصا" از همنوازی با جلیل شهناز که به نوعی حق استادی بر گردن او دارد بهره برد. همنوازی با سازهای پرده داری مثل تار و سه تار او را بیش از پیش با گامهای مختلف موسیقی ایرانی آشنا کرد، بصورتی که برای اولین بار دستگاههای چهارگاه، اصفهان، نوا و راست پنجگاه با کوک دقیق و بصورت کامل اجرا کرد. کسایی همچنین از محضر ابوالحسن صبا بهره های فراوان برد که میتوان گفت، هنر نوازندگی سه تار کسائی، یادگار انس با این هنرمند یگانه است. سه تار نوازی کسائی تلفیقی زیبا از ترکیب نوازندگی تار جلیل شهناز و سه تار ابوالحسن صبا است.
حسن کسائی در اصفهان سالها مکتبدار موسیقی اصفهان در رشته های نی، سه تار و آواز بوده است. شاگردان زیادی از محضر او درس گرفته اند که امروز جزو چهره های برجسته موسیقی ایران شمرده می شوند؛ حسین عمومی، حسن ناهید، محمد موسوی، بهزاد فروهری، نعمت الله ستوده و شهرام میرجلالی از این جمله اند. اگرچه بیشتر آثار حسن کسایی را بداهه نوازی است تا موسیقی پیش ساخته، ولی امروز بخش زیادی از ضربی ها و حتی آوازیهای نوازندگان نی، بهره گرفته از نوازندگی های ایشان است.
منبع:موسیقی اصیل و سنتی ایران
ادامه مطلب
87/11/12
شعری در موردنی
شعری در مورد نی
شبی دیدم کنار بوستانی
فتاده یک نی از دست شبانی
نشستم با تآنی در کنارش
گرفتم از رخش گرد و غبارش
نهادم بر لبش لبهای لرزان
دمیدم بر درونش آه سوزان
ز سوز آه من نی ناله ها کرد
به صحرا شور و غوغایی به پا کرد
بنال ای نی که دنیا را بقا نیست
چو آرامش در این دار فنا نیست
بنال ای نی نماند جاودانه
به جز عشق و نوای عاشقانه
بنال ای نی به لحن نای داود
که هر نالیدنش ذکر خدا بود
بنال ای نی که یار دلربا رفت
نمی دانم که از پیشم کجا رفت
بیا تا از پی اش با هم بگردیم
که هر دو آشنا با آه و دردیم
بنال ای نی که یارم زار و خسته
به پشت پرده غیبت نشسته
بنال ای نی به هر صبح و به هر شام
چو تنها اشک ریزد آن دل آرام
بنال ای نی که شب غرق سکوت است
خیالش می برد هوش از من مست
بنال ای نی که ابر پاره پاره
چو قایق هاست بر در دریا کناره
مگر یار خود از آنجا ببینم
روم امشب بر آن قایق نشینم
بنال ای نی ز غمهایم گذر کن
که تنها ناله بر آن منتظر کن
بنال ای نی تو با شب زنده داران
به شبهای دل انگیز بهاران
بنال ای نی که نامحرم به خواب است
دعا در خلوت شب مستجاب است
بنال ای نی چو افزود عکس مهتاب
به رو صفحه ی لغزنده آب
بنال ای نی که بر دل افکند شور
نوای ناشناس مرغی از دور
بنال ای نی که یارم در نماز است
سراپا ناز در حال نیاز است
87/11/12
پیدایش نی
درباره ی پیدایش نی داستانهای مختلفی میگویند که بیشتر انها به کشف اسرار مربوط است
گفته میشود که آتنا در شب ضیافتی،در حضور سایر خدایان نخستین نای را با استخوانهای گوزنی ساخت اما چون تشخیص داد که در حال نواختن نی بدقیافه میشود آن را به دور افکند و مارسیاس آن را تصاحب کرد
در افسانه های مردم فریجی، میداس شاه مردم فریجی در اختلافی که بین آپولون و پان رخ داده بود، به عنوان قاضی انتخاب شد و به نفع پان رای داد و به دستور آپولون که از این داوری به خشم آمده بود، از دو طرف سر میداس دو گوش خر بیرون آمد. میداس نیز با دقت خاصی گوشهای خود را با تاجی که بر سر داشت پنهان میکرد و تنها آرایشگر او از این موضوع خبر داشت و به او گفته شده بود که اگر این راز را فاش کند کشته خواهد شد.سلمانی شاه نیز که نمیتوانست این راز را مخفی نگه دارد حفره ای در زمین ایجاد کردو مطلب را در آنجا گفت. علفهایی که در آن حدود میرویید با وزش باد به جنبش در میامد و چنین زمزمه میکرد: میداس...شاه میداس گوش خر دارد.....و این علفها همان نی بود
در باره ی اسکندر ذوالقرنین نیز همین حکایت ذکر شده و یکی از عللی که به او ذوالقرنین گفته میشده داشتن دو گوش دراز است
در افسانه های محلی مردم قفقاز داستان پیدایش نی به دخترکی نسبت داده شده و لرمانتوف شاعر بزرگ روسی آن را به شعر در آورده که خلاصه آن چنین است
ماهیگیر سرمست در کنار رودخانه نشسته بود و باد نی ها را تکان میداد...باد در نی خشک افتاد و به زبان حال سخن گفت: ای ماهیگیر! من دخترکی زیبا بودم...زن پدر داشتم ...چه اشکهای داغ که در زندان نامادری بر چهره ریختم.نامادری من پسرکی داشت که زیبا و مورد علاقه ی دختران بود.شبی در این کرانه با هم قدم میزدیم.خواست با من در آویزد.نپذیرفتم...با کارد به سینه ی من نواخت و سینه ی من شکافته شد...مرا در همین کرانه ی رود به خاک سپردند و در اینجا از گور من نی سر برآورد...همه ی این نی ها زاده ی این حسرتند...روح من در سینه ی همه ی این نی ها نهفته است...غصه ی من در سینه ی هم نی ها جوش میزند...ای ماهیگیر مرا رها کن و بگذار با غم خود خوش باشم
........و از همین رو مولانا نی نامه را میسراید
87/10/21
استاد سلیم موذن زاده
گریزی به مقام راست در آوازهای مذهبی
علاقه مندان موسیقی دستگاهی، نیک می دانند که چارچوب موسیقی امروز ایران چه از نظر محتوا و چه از نظر اسامی گوشه ها و آوازها، به موسیقی قدیم خیلی شبیه است و در عین حالت تفاوت های چشم گیری هم با آن دارد. یک نمونه اش نام و ساختار مقام راست است که در گذشته، یکی از ارکان موسیقی ایران بود و امروزه دیگر به آن شکل شناخته نمی شود. این مقام هم اینک در موسیقی دستگاهی وجود ندارد و اصولاً موسیقیدانان نامدار و ردیف شناس، رسمیتی برای آن قائل نیستند. فقط در برخی نوشته های قدیمی نام "راست" به تعداد زیاد دیده می شود ولی هیچ یک از راویان ردیف نه عنوان و نه فواصل آن را در مجموعه الحان خود ندارند. اما در چند نقطه ایران، هنوز می توان نشانه هایی از حضور عملی مقام راست پیدا کرد. در شرق خراسان، منطقه بوشهر و کوه های بختیاری، نشانه هایی از اجرای سازی و آوازی این مقام، شنیده می شود. از نمونه های خراسانی می توان به آهنگ "اشتر خجو" ، از نمونه های بوشهری به آهنگ خیام خوانی" و از نمونه های بختیاری به نوعی آواز سوگ موسوم به "گاگریو" اشاره کرد. نمونه دیگری که اینک می خواهم آن را معرفی کنم، مربوط به موسیقی مذهبی آذربایجان با صدای کم نظیر استاد سلیم موذن است. گر چه نمی دانم این گونه آوازی آیا در سنت موسیقی مذهبی یا غیر مذهبی آذری ها وجود دارد یا این که استاد موذن زاده با تسلط ویژه ای که بر ردیف ها موسیقی ایرانی دارند، خود شخصاً این گونه منحصر به فرد را وارد موسیقی مذهبی معاصر کرده اند. در هر حال گونه ارزشمندی است که سال های متمادی و دست کم در یکصد سال اخیر به ندرت استفاده شده است. البته رد پای این مقام، امروزه در موسیقی عربی همچنان دنبال می شود و اصولاً مقام بسیار مهم در موسیقی سنتی عربی به حساب می آید.

چند نمونه از اجراهای استاد سلیم موذن زاده را در این جا آورده ام تا علاقه مندان آواز ایرانی، آن ها را به نیکی بارها و بارها بشنوند. یکی از ویژگی های مقام راست، دور گردانی (مدولاسیون) آسان است. در بخش دوم از نمونه های زیر، استاد موذن زاده به زیبایی وارد فضای گوشه عراق می شود. در نمونه چهارم، با رویکردی غیر منتظره، سر از بیات ترک در می آورد و اذان معروف برادرش زنده یاد رحیم موذن زاده را سر می دهد. وی سپس، گریزی به مقام "صبا" یا همان شور عربی می زند و در پایان پیش از فرود به مقام راست، گریزی هم به بیات اصفهان می زند.
بخش اول از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید
بخش دوم از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید
بخش سوم از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید
بخش چهارم از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید
مطالب مرتبط:
87/10/21
خاطرات اساتید
روزی مجلس جشنی در خانه یکی از محترمین آن زمان برپا بود و شخصیتهای ادبی و هنری مهمی مانند : فروغی ، ملک الشعرای بهار ، استاد صبا ، حبیب سماعی و بدیع زاده در آن شرکت داشتند.
بدیع زاده در این مجلس ، داستان حسین تهرانی و استعداد فوق العاده او را در ضرب نوازی با حضار در میان گذاشت و آنقدر از او تعریف کرد که فوراً کسی را بدنبال حسین تهرانی فرستادند و به این ترتیب حسین تهرانی برای نخستین بار در چنین مجالسی با چنین اساتیدی روبرو شد ، سازها کوک شدند و طبق معمول صبا و سماعی پیش درآمد را شروع کردند و حسین نخستین آزمایش هنری خود را با دو استاد مسلم موسیقی و ریتم آغاز کرد. در آغاز کار، چهره ساده و بی آلایش حسین سبب شده بود که کسی به او توجه نکند ولی پس از شروع چهار مضراب، حضار کم کم متوجه شدند که با تنبک نواز چیره دستی روبرو هستند. صبا که از همان نگاه اول به استعداد حسین پی برده بود، از این آشنایی خوشحال بود.اما حبیب سماعی که خود ضرب می نواخت، بی میل نبود که سر به سر حسین بگذارد.لذا ریتم را عوض کرد ولی حسین از عهده همراهی آن برآمد.آنگاه نوبت به بدیع زاده رسید که آهنگ ضربی سنگینی را آغاز کرد و حسین هم به خوبی از عهده آن برآمد و چون ساز و آواز تمام شد، فروغی و بهار درباره ظهور هنرمندان نابغه، از قشرهای ناشناخته اجتماع به تفصیل سخن گفتند.اما کار حسین تهرانی و صبا به اینجا ختم نشد واین آشنایی به دوستی و لطف و ارادت بسیار رسید.
مردان موسیقی سنتی و نوین ایران،بنقل از منوچهر همایون پور
.....................................................................
7. مرگ عبداله دوامی معروف به دایره المعارف موسیقی(بنقل از استاد شجریان)
همسر استاد دوامی از محل منزل و کوچکی خانه جماران راضی نبود و عبدالله خان را وادار ساخت که آن خانه قدیمی را بفروشد و آپارتمان کوچکی در چهل و پنج متری سید خندان ، بعد از مجیدیه ، نبش یک چهار راه پر رفت و آمد بخرد.استاد دو سه سال آخر عمر را در این آپارتمان بسیار رنج برد و سر و صدای اتومبیلها ، شلوغی محل و هوای آلوده آن ، بویژه در گرمای طاقت فرسای تابستان او را بسیار اذیت می کرد و به همین خاطر همیشه با کنایه می گفت: خانم از اینجا بیشتر از شمیران خوشش می آید. بالاخره زمستان 1359 بود که استاد روزی از خانه بیرون می رود هنگام بازگشت چون کلید آپارتمان را همراه نداشته ، برای اینکه پشت در نماند ، جوانی به سرش میزند و در آستانه 90 سالگی از پنجره بالا میرود ولی در یک لحظه غافل شده و به زمین می افتد. در این حادثه استخوان لگن خاصره اش می شکند و در بیمارستان بستری میشود و به علت فراموشی ، قرص های مسکن که دکتر برایش تجویز کرده بود ، بیش از دستور می خورد و دچار مسمومیت هم میشود و شبانگاه بیستم دی ماه در بیمارستان دار فانی را وداع می کند. ایامی که این حادثه برای عبدالله خان پیش آمد ، من مسافرت بودم . وقتی برگشتم ، آقای پایور تلفن زد که برای دوامی اتفاقی افتاده و در بیمارستان بستری است . فردا سری به او بزن ، همه اش از تو می پرسد. فردا صبح وقتی به بیمارستان رسیدم دیر شده و استاد شب قبل درگذشته بود . خویشان و یاران و شاگردانش خبردار شدند و برای تشییع جنازه و خاکسپاری به بیمارستان آمدند. در سردخانه بیمارستان با دوربین فیلمبرداری که یکی از شاگردان استاد آورده بود به عنوان آخرین یادبود از جنازه اش فیلم گرفتند و در بهشت زهرا شست و شو داده و به خاک سپرده شد.
ماهنمامه کِلک ، دی 1370 – شماره 22 بنقل از فصلنامه هنری آوا
.....................................................................
8. برای کوک ویلون سه بار کتک خوردم!
مجید وفادار می گوید:" یادم می آید یک روز برای کوک ویلون خواستم پیش معلمم بروم.از خانه که بیرون آمدم،بچه ها مشغول بازی بودند.با تیر کمان سنگی انداختند،به پشت گوشم اصابت کرد و من از شوقی که به موسیقی داشتم،درد و سوزش آن را احساس نکردم.چون یک مرتبه وارد دالان منزل استادم شدم،ترسید و با آرشه ی ویلون زد پشت دستم،این شد دوتا کتک. برگشتم منزل.پدرم گفت دستت چی شده؟ گفتم:هیچی .گفت: پشت گوشت چرا خون می آید؟ یک سیلی زد توی گوشم، این شد سه تا کتک. خلاصه برای یک کوک ویلون سه بار کتک نوش جان کردم"
چهره های موسیقی ایران تالیف شاپور بهروزی
.....................................................................
9. دو نفر کم سه نفر زیاد !
احمد عبادی گفته: " یکبار از طرف هنرهای زیبا ، با حسین ملک به پاریس ، برای شرکت در کنگره موسیقی بین المللی ، دعوت شدیم. در این کنگره هنرمندانی از اکثر کشورهای دنیا شرکت کرده بودند تماشاگران به قدری زیاد بودند که من واقعاً دچار وحشت شده بودم و فکر میکردم چگونه صدای سه تار من به گوش این جمعیت چند هزار نفری خواهد رسید. حتی شب قبل از اجرا به ملک گفتم: بهتر است آبروی خود را نبریم و از زدن سه تار منصرف شویم. چون به هیچ وجه فکر نمیکردم این ساز کوچک من بتواند مورد توجه مردم قرار گیرد و در همان حال به یاد حرف پدرم افتادم که می گفت: دو نفر برای شنیدن صدای سه تار کم است و سه نفر زیاد. به هر حال برنامه من شروع شد و من سه تار زدم. در تمام مدت اجرا نفس از کسی بر نمی آمد. وقتی کنسرت به پایان رسید چند بار به درخواست مردم ، برنامه من تکرار شد و بعد تماشاگران به صحنه ریختند که از من امضا بگیرند.این موضوع اشک به چشمان من آورد و به این فکر افتادم که چرا مسئولان امور توجه ندارند که این ساز دارد کم کم از بین می رود و هیچ اقدام جدی برای حفظ آن صورت نمی گیرد."
چهره های موسیقی ایران تالیف شاپور بهروزی
.....................................................................
10. با وساطت صبا از اخراج ما صرف نظر کرد
مهدی خالدی گفته: "گویا سال 1320 بود، آن هنگام رادیو هر شب ، یک ربع برنامه سلو داشت که زنده پخش میشد. شبی از این شبها نوبت به من رسید. من و آقا مهدی غیاثی نوازنده ضرب رفتیم که برنامه را شروع کنیم . غیاثی، نوازنده ضرب و آدم شوخی بود . کارش را همیشه با مسخرگی و طنز شروع می کرد.غیاثی به من گفت : مهدی من امشب باید در رادیو بخوانم. این گفتگوها درست در زمانی است که ما از پله های در ورودی رفتیم بالا و داخل استودیو شدیم. گوینده آمد در اتاق فرمان و اعلام برنامه کرد که : اینک ساز سلو ، هنرمند جوان مهدی خالدی به همراه ضرب غیاثی اجرا می گردد. و دیگر من فرصتی پیدا نکردم که به غیاثی تاکید کنم مبادا بخوانی. به هر حال شروع کردم به دشتی زدن ، رسیدم به چهار مضراب. حالا هر چه می خواهم سرو تهِ این چهار مضراب را هم بیاورم ، تمامش کنم و آواز بزنم غیاثی ضرب را ول نمی کرد.یک حالتی هم داشت زلفهایش را می ریخت توی صورتش و چشمانش را روی هم میگذاشت و می رفت توی عالم خودش. حالا من دارم ویلن می زنم ، یک وقت دیدم غیاثی سری تکان داد و با همان حالتی که ضرب می گرفت شروع کرد به خواندن این شعر :
از نمکدان تو من خوردم اندک نمکی نمکم گیرد اگر با تو کنم بی نمکی!
آ.....ها ها ها ، ها، آی رپتو ، پتو ، آی پوتی ........... شروع کرد به خواندن این اراجیف.حالا ساعت در حدود ده و نیم شب است . تمام اعضای استودیو ریختند پشت در اتاق فرمان ، برنامه هم که آزاد است و دارد پخش می شود. حسین زاهدی که رئیس استودیو بود ، آنقدر از این حالات و گفتار غیاثی خندیده بود که روی زمین می غلطید.خلاصه جنجالی بپا شده بود.وقتی که برنامه تمام شد به غیاثی گفتم : آخر پدر آمرزیده ، تو که می خواستی بخوانی ، لااقل یک شعر حسابی می خواندی. این مزخرفات چی بود که خواندی؟ فردا دم در هنرستان من به غیاثی می گفتم تو برو تو و غیاثی به من میگفت تو برو تو. چشمتان روز بد نبیند مرحوم آژنگ دعوای مفصلی با ما کرد . گفت : این لوطی بازی ها چه بود درآورده بودید و می خواست ما هر دوی ما را اخراج نماید.اما با وساطت شادروان صبا از این کار صرفنظر کرد ولی دستور داد یک ماه از حقوق من و دو ماه از حقوق غیاثی کسر نمایند"
چهره های موسیقی ایران تالیف شاپور بهروزی
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 18:31 توسط مهدی معتمد |
3 نظر 87/10/21
استادشجریان دانلود کن
![]() |
قطعه دیدار | Play | Download |
![]() |
آواز بر قطعه دیدار | Play | Download |
![]() |
قطعه پنج ضربی | Play | Download |
![]() |
ادامه قطعه پنج ضربی | Play | Download |
![]() |
آواز دیلمان | Play | Download |
![]() |
تصنیف شور " در فراق " | Play | Download |
![]() |
ساز و آواز افشاری | Play | Download |
![]() |
چهار مضراب افشاری " رقص پروانه " | Play | Download |
![]() |
ادامه ساز و آواز | Play | Download |
![]() |
تصنیف افشاری " ساقیا " | Play | Download |
![]() |
ساز و آواز قرائی | Play | Download |
![]() |
تصنیف افشاری " باده عشق " | Play | Download |
87/10/21
اموزش اواز از دیدگاه استاد شجریان
نخستین روز از کارگاه آموزش آواز استاد محمد رضا شجریان با حضور بیش از 300 نفر از هنرجویان در آمفی تئاتر مجتمع فرهنگی آسمان برگزار شد.
نخستین کارگاه آموزش آواز به بیان مباحثی پیرامون، تکنیک، صدا سازی و شیوه های مختلف آوازی اختصاص داشت که در جلسه ای سه ساعته توسط محمد رضا شجریان بیان شد.
پرچم آواز ایران همیشه باید بالا باشد
محمد رضا شجریان در این جلسه که با مدیریت حمید نوربخش برگزار شد به دلایل برگزاری کارگاه آموزش آواز اشاره کرد و گفت : در طول سالهایی که در عرصه موسیقی و آواز حضور داشتم و فعالیت کردم دیدم که بسیاری از علاقمندان به آواز به هر دری که می زنند به نتیجه مطلوب نمی رسند ومتاسفانه در این عرصه ندیدم کسانی را که بتواند پرچم آواز ایرانی را به دست بگیرد اما نا امید هم نیستم و می خواهم پرچم آواز ایران همیشه بالا باشد چراکه استعدادهای جوان را دیدم که می توانند این امر مهم را به عهده بگیرند. بر همین اساس بود که تصمیم گرفتم بار دیگر کلاسهای آواز را تشکیل بدهم تا شاید بتوانم راه درست را نشان دهم.
این استاد مسلم آواز در ادامه به معلم آواز اشاره کرد وگفت : معلم خوب همیشه می تواند راهنما باشد اما من هم مانند بسیاری از هنرجویانی که در این جمع حاضر هستند در مقطعی که در مشهد زندگی می کردم معلم نداشتم حتی تا 25 سالگی معلمی را پیدا نمی کردم که بپرسم گوشه ای را که می خوانم اسمش چیست؟ تا این که به تهران آمدم . در همان زمان هم معلم آواز نداشتم و آواز را پیش اساتیدی که خوب ساز می زدند آغاز کردم و چون از بچگی توجه خاصی به صداهای خوب داشتم و آنها را دنبال می کردم توانستم به سرعت و با پشتکاری که داشتم به نتیجه برسم.

وی در ادامه به شیوه های آوازی اشاره کرد و گفت : در طول این سالها هنرجویان و همچنین خواننده های بسیاری را دیدم که سن و سالی از آنها گذشته ولی در شیوه های آوازی مشکل دارند و فقط ردیف را خوب می شناسند در واقع راهی که برای آواز پیش گرفتند راه درستی است اما دو نکته را در بین آثار آنها نمی بینم : یکی این که از صدای خود استفاده درستی نمی کنند و اغلب در اوج و بم خوانی ناموفق هستند و فقط دنبال یادگیری ردیف رفتند و دیگر اینکه شعر را نادیده می گیرند و در اغلب موارد همه شعر را فدای ردیف و گوشه می کنند که این بی انصافی است.
هیچ کس دنبال تکنیک و صداسازی نیست
شجریان مشکلات آواز را نداشتن کلاسهای خوب برای این مقوله از موسیقی دانست و گفت : عدم وجود کلاسهای خوب برای آموزش آواز باعث ایجاد مشکلاتی در اجرای آواز می شود . مثلا زمانی که هنرجو فالش می خواند و یا در تحریر مشکل دارد تذکر داده نمی شود و هنرجو هم گمان می کند که خوب می خواند و همین طور غلط ادامه می دهد، در حالی که ردیف و شیوه باید با هم باشند و اگر یکی از این دو مقوله ناقص باشد کار می لنگد.
وی تصریح کرد : با این اوصاف هنرجو در تمام کلاسهای آواز فقط ردیف یاد می گیرد وهیچکس در هیچ کلاسی دنبال تکنیک و صدا سازی نیست.
محمد رضا شجریان به عنصر تقلید در یادگیری آواز اشاره کرد و گفت : تقلید صدای اساتید آواز یکی از مواردی است که در آموزش آواز مهم و ضروری است و به جرات می گویم من اگر به جایی رسیدم از تقلید صدای کسانی مانند طاهرزاده، ظلی، قمر الملوک وزیری و دیگران بوده است و این در حالی است که بسیاری تقلید از آواز را بد می دانند . تقلید زمانی ایراد دارد که می خواهیم اثری مانند آلبوم و یا کنسرت را به شکل کپی کار به مخاطب ارائه کنیم . این نوع ارائه کار ایراد دارد ولی اگر تقلید در جهت یادگیری باشد نه تنها مشکلی ندارد بلکه در آواز لازم و ضروری است .
آواز آموزش نیست ، پرورش است
وی درباره تجربیات خود از یادگیری آواز گفت : نورعلی خان برومند معلم خوبی بود و نکات را درست می دانست مثلا می گفت طاهر زاده در فلان قطعه از این شیوه استفاده کرده و چون آواز کار کرده بودم و تکنیک را خوب می شناختم در نتیجه توانستم از کلاسهای ایشان بهره لازم را ببرم از بنان عزیز هم دو نکته خوب یاد گرفتم یکی طریقه شعر خواندن را که تذکر می داد شعر را نکشم و مثل حرف زدن ادا کنم دوم این که می گفت صدای خودم را گوش کنم و این در حالی بود که من فقط صدای خودم را می شنیدم، چون وقتی می خواندم تمام حواسم به خواندن بود نه گوش دادن. از آن به بعد صدا را ضبط کردم و مجددا گوش می کردم. این روش در یادگیری آواز بسیار موثر بود.
محمد رضا شجریان در پایان درباره تکنیک صدا سازی گفت : آواز آموزش نیست، پرورش است و به نظر من مربی آواز بیش از این که آموزش دهد باید پرورش دهد. بنابراین "صدا سازی" بیش از این که آموختنی باشد پروردنی است ، چرا که آواز سختترین و پر زحمت ترین کار در موسیقی ایرانی است . پسرها در 15 سالگی و قبل از بلوغ و دخترها از 12 سالگی باید این تکنیک را بیاموزند و تا 25 سالگی کار تربیت و رشد صدا باید به پایان رسیده باشد و تکلیف صدا سازی مشخص شده باشد.
منبع: مهر
87/09/25
تسلیت
87/08/04
نامه ای از طرف خدابه تو
87/07/08
استادهمایون خرم
امروز میخواهم راجع به گوشه ی " مخالف سه گاه " صحبت کنم.
اولا گام این گوشه نسبت به سه گاه تغییر میکند که گام آن بصورت زیر است :
پرده - نیم پرده - پرده - پرده - سه ربع پرده - پرده - سه ربع پرده
مثلا سه گاه ( فا سری ) که مخالف سه گاه ( ر ) را تولید میکند گام زیر را میدهد:
ر - می - فا ( بکار ) - سل - لا - سی کرن - دو سری - ر
معمولا از گوشه " شکسته مویه " برای فرود به سه گاه استفاده میشود :
اجرای شکسته مویه از استاد ملک === >شکسته مویه![]()
کاری به این کارها نداریم !
قبلا این گوشه را فقط به عنوان یک گوشه صرف اجرا میکردند اما از اواخر برنامه گلها نوازندگان
و نواسازان خلاق آن برنامه بی بدیل به این فکر افتادند که اصلا این گوشه حالتش با سه گاه فرق
دارد و هم زیبایی و دلنشینی مایه اصفهان را دارد و هم شور و حال مثلا مایه ای مانند بیات ترک .
یکی از پیشگامان این کار که بیایند یک برنامه را به مخالف سه گاه اختصاص بدهند و این مایه
را مانند اصفهان به صورت مستقل اجرا کنند استاد ملک بودند. ایشان واقعا در اعتلای این گوشه
زحمات قابل تقدیری کشیدند .با توجه به این نکته که گام این مایه بسیار به اصفهان شباهت دارد و
تنها در یک ربع پرده با گام اصفهان اختلاف دارد ایشان در نوازندگی خودشان در مخالف سه گاه
بیشتر به مایه اصفهان اشاره میکردند .
البته نوازندگان و آهنگسازان بزرگ دیگری مانند استاد همایون خرم هم آهنگهایی بصورت مستقل
در مخالف ساخته اند ....
در سالهای بعد از انقلاب استاد فرهنگ شریف هم بداهه - نوازیهای فوق العاده ای در مخالف
سه گاه داشتند .
در میان خوانندگان شهیر گلها کسی که واقعا اجراهای مخالف سه گاه ایشان واقعا زبانزد عام و
خاص بود " استاد اکبر گلپایگانی " بود .ایشان برنامه های جاویدان زیادی را در مخالف سه گاه
اجرا کردند مثلا " همچو نی ای عشق جانم سوختی ... " که درآن استاد یاحقی نوای ملکوتی استاد
گلپایگانی را همراهی کردند .توانا یی بی نظیر ایشان در اجرای گوشه " مغلوب " که احتیاج به
قدرت حنجره و وسعت صدا دارد ستودنی است .
اجرای یک برنامه کامل تنها در یک گوشه کار وحشتناکی است ! آن هم بدون تکرار !اینکار فقط از
امثال استاد گلپایگانی و استاد شجریان و استاد ایرج دوستداشتنی و ... بر می آید .
با توجه به اینکه تحلیل اجرای مخالف سه گاه توسط استاد گلپایگانی کار پیچیده ایست آنرا به پست
بعدی موکول میکنم.
برایتان سه اجرا در مخالف سه گاه میگذارم :
اولی از همنوازیهای جاودان استاد ملک و استاد عبادی و استاد جهانگیر ملک است :
دومی قسمتی از برگ سبز شماره 306 استاد شجریان است :
و سومی هم قسمتی از اجرای آواز زیبای " ای ساربان " استاد گلپایگانی است :
پست بعدی من راجع به همکاریهای استاد ملک و استاد سرهنگ زاده خواهد بود .
87/05/28
استاد حسن ناهید
سه شنبه ، 12 تیر ، سالروز تولد استاد حسن ناهید بود .او در سال 1322در کرمان متولد شد .
ولی اصلیتی شیرازی دارد . که از لهجه ی زیبایش هویداست .
استاد نا هید از معدودهنر مندان نی نوازی است که به نت مسلط است .چنانکه در نواختن قطعات استاد پایور تبحری خاص دارد .
بنده نیز این افتخار را دارم که شاگرد غیر مستقیم
( با یک واسطه - استاد عظیمی) این استاد بزرگ هستم.
استاد ناهید در سال 84 به دليل سكته قلبي در بيمارستان بستري شد و از آن پس فعاليتش به واسطه بيماري كاهش پيدا كرد. که برای ایشان آرزوی سلامتی میکنیم .
در ادامه مصاحبه ی استاد را با برنا مه ی
طلوع ماه سیما رابرای دانلود قرار میدهم :
(حجم فایلها کم است زود دانلود میشه . منبع : همنوا با سوز ني )
قسمت اول مصاحبه با استاد حسن ناهید
قسمت دوم مصاحبه با استاد حسن ناهید
قسمت سوم مصاحبه با استاد حسن ناهید
متن که مقدمه ایست از دکتر حسین عمومی ( نوازنده نی ساکن آمریکا)، که در آغاز همایش "نگرشی نو به ساختار ساز نی" قرائت شد را بنویسم :
بیزارم از آن گوش که آواز نی ا ُشنود
وآگاه نشد از خرد و دانش نایی
"مولانا"
نی به عنوان قدیمیترین وسیله موسیقی ساخت دست بشر شناخته شده است. نتیجه کاوشهای بعمل آمده در این زمینه، تاریخ استفاده از گیاه نی را برای ساختن سازهای بادی در ارتفاعات امریکای جنوبی (در کشور پرو) به ده هزار سال قبل باز می گرداند. نقاشان ایرانی در مینیاتورهای خود از هزار سال قبل تصویر "نایی" را در جلسات سماع همراه با دف به تصویر کشیده اند.
نی در موسیقی دراویش ترکیه در استامبول و قونیه دارای اهمیت ویژه ای است و صدای نی همواره در مراسم ذکر در تکیه ها به گوش می رسد.
ادامه مطلب...
87/05/28
این نی چیست که چنین غوغامیکند
ني حديث راه پرخون مي كند قصه هاي عشق مجنون مي كند
هميشه موسيقي در زندگي انسان موثر بوده و اين را همه حس كرده و لمس كرده اند و حتي محققان روي اين مسئله تحقيقات فراواني انجام داده اند و تاثير موسيقي را بر روان و احساس انسان و حتي حيوانات و گياهان اثبات كرده اند.
اما مطلبي كه در زير مي نويسم گوياي تاثير اعجاب انگيز ني ، بعنوان احساسي ترين ساز نسبت به عواطف و علايق بشري است ، چون ني بعد از آواز بعنوان حنجره دوم انسان به حساب مي آيد. و از آنجا كه به گفته ي بسياري از اساتيد اگر ني را از روي دل نواخت مي توان حتي بر روي حيوانات هم اثر گذاشت .
مطلب زير شرح خلاصه اي از نجات دو نوجوان بوسيله نواي گرم و حيات بخش ني مي باشد:
روز شنبه مورخ 16/4/86 ساعت 22:00 شبكه سه سيما برنامه مستندي پخش كرد كه موضوع آن نجات يك نوجوان بوسيله صداي ني بود آن هم پاي چوبه دار ، جالب اينكه علاوه برنجات جان خودش جان يك نوجوان ديگر هم نجات داد يعني اولياي دم پس از شنيدن صداي ني رضايت دادند .
سينا پايمرد 17ساله در سال 83 جواني رادر يك درگيري به قتل رسانده بود كه با حكم قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران به قصاص محكوم شده بود. حكم اعدام سينا پس از اين ماجرا از سوي قضات ديوان نيز تاييد شد اما در نهايت ، سحرگاه روز اعدام با موافقت اولياي دم پرونده سينا 17 ساله براي بار ديگر به زندگي برگردانده شد.
سينا پاي چوبهدار ني نواخت
ساعت 5 صبح آخرين چهارشنبه شهريور 85 است و دو محكوم به مرگ (سينا و علي) را جهت اعدام به پاي چوبه دار مي برند.
شيونهاي خانوادههايشان بالا مي گيرد ، افسر جانشين از در زندان بيرون ميآيد و از خانواده دو محكوم به مرگ (سينا و علي) ميخواهد تا محل را ترك نكنند. اميد در دل دو خانواده جان ميگيرد و در ميان اشك مادران آنها لبخند كمرنگي نمايان ميشود.
پدر سينا پايمرد روز گذشته را اينچنين وصف كرده است: حوالي ساعت 5 صبح من همراه همسر و پسر كوچكترم مقابل در بودم. هر طور كه ميشد از مسوولان خواستم تا بگذارند براي يكبار ديگر سينا را ببينم. كسي حرفهايم را گوش نميكرد. شايد مسوولان نميشنيدند كه چه ميگويم. وقتي افسر جانشين را ديدم در يك لحظه فكر كردم سينا را بالاي چوبهدار بردند اما او گفت كه سينا سازش را ميخواهد.سينا ني ميزند. ساز را به او دادم. جابري- قاضي اجراي احكام- ساز را بازرسي كرد و آن را به سينا داد.
سينا در پاي چوبهدار به عنوان آخرين خواستهاش سازش را خواسته بود. مسوولان ساز را به دست پسرم رساندند و سينا پاي چوبهدار شروع به نواختن ني كرد.
سيناي نوجوان من كه در اين چند سال گويا سالها بزرگتر شده است ني زد و همه خانوادههايي كه در محوطه حضور داشتند با صداي ني سينا گريستند.
يكي از زناني كه در محوطه بود و گويا اولياي دم پرونده ديگري بود با شنيدن صداي ني سينا نزد طرف ديگر پرونده رفت و رضايتش را اعلام كرد. سپس نزد خانواده ولي دم پروندهها رفت و از آنها خواست تا آنها هم راضي به رضايت بشوند.
اولياي دم پرونده طرف ما هم از آنجا كه انسانهايي تحصيلكرده و محترم بودند، با شنيدن حرفهاي اين زن رضايتشان را اعلام كردند.
دومين نجاتيافته از اعدام
محكوم به مرگ ديگري كه قرار بود سحرگاه روز گذشته در محوطه زندان اوين تهران اعدام شود، پسر جواني به نام علي بود كه اواخر اسفندماه سال 82 جوان ديگري را به قتل رسانده بود.
بله سينا درست تصميم گرفت و ني كار خودش را كرد. دو نفر كه متهم به قتل غير عمد بودن نجات يافتند.
منبع خبر :
روزنامه كيهــــــان
اركستر سنتي دفتر موسيقي به سرپرستي و آهنگسازي «محمدجليل عندليبي» به همراه «حسن ناهيد»،«هادي منتظري» و «بهنام واداني» 20 تا 22 تيرماه در تالار وحدت به اجراي برنامه ميپردازد.
«محمدجليل عندليبي» گفت:اين كنسرت را در دو بخش با عنوان سيد اعظم و به ياد «منصور سينكي» برگزار ميكنيم كه در بخش اول به همراه تكنوازاني چون «حسن ناهيد»،«هادي منتظري»، «بهنام واداني» و بنده قطعاتي را در دستگاههاي ابوعطا، شوشتري ،سهگاه اجرا خواهيم كرد.همچنين در بخش دوم كه به ياد مرحوم «سينكي» يكي از اعضاي گروه به روي صحنه ميرويم، در دستگاههاي نوا، دشتي و فرود به شور به اجرا ميپردازيم و در نهايت كنسرتمان را با اجراي يك قطعه كردي و سماء به پايان ميبريم.
وي افزود: قطعات اين كنسرت بر اساس اشعاري از «سعدي»،«عارف نقش بندي»، «شيخ بهايي»و «شاهرخ اورامي» شكل گرفته كه توسط 4 خواننده اجرا خواهند شد.
اين نوازنده سنتور در خصوص انتخاب 4 خواننده براي اين كنسرت اظهار داشت: من احساس كردم مردم از يك خوانندگي خسته شدهاند به اين دليل با يك نوعآوري جديد 4 خواننده را در كنار گروه كر قرار دادهام كه به صورت سوال و جواب با هم نجوا كنند.
سرپرست گروه مولانا درباره قطعه سيداعظم كه قرار است در بخش اول اين كنسرت اجرا شود،گفت: من اين كار را به توصيه و سفارش كسي نساختهام بلكه از آنجايي كه در يك خانواده اهل عرفان و هنر تربيت يافتهام اقدام به ساخت چنين قطعهاي كردم.
وي با بيان اينكه اين قطعه پيامي به جهان است، بيان داشت: در اين قطعه به جاي تعريف از حضرت محمد(ص)،آرمانهاي ايشان را با عنوان امت واحد، صلح، آرامش، نيك بختي و نيك ورزي با زبان پرنفوذ موسيقي بيان كردهام.
87/05/28
آری شود و لیک به خون جگر شود
87/05/28
سیاوش کسرایی
سیاوش کسرایی
سیاوش کسرایی ، در سال 1304 هجری خورشیدی در هشت بهشت اصفهان متولد شد . وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد . برای ادامه ی تحصیل به دانشکده ی حقوق راه یافت و در رشته ی حقوق سیاسی به تحصیل پرداخت و لیسانس خود را دریافت کرد .
کسرایی شاعری هنرمند و توانا و بلند آوازه است . اشعارش از ویژگی های خاصی برخوردار می باشد ، انسجام کلام و لطف سخن و مضامین بلند و تخیل عالی از ویژگی های شعر اوست . وی از سال 1325 اشعارش را با نام مستعار « کولی » در ورزنامه ها ومجله های کشور منتشر می کرد .
کسرایی اثر هنری را وقتی دارای ارزش و اعتبار می شناسد که ضمن برخورداری از تمام خصوصیات و ارزشهای هنری راهگشای مردم به خوبیها باشد . به عقیده ی او : « قالب و محتوای شعر فارسی بتی نیست که نتوان به پیکرش دست زد . تغییراتی که از لحاظ فرم در شعر جایز می باشد همان تغییراتی است که دنباله ی منطقی اوزان عروضی است منتها باید در نوع استفاده از آن دقت کافی مبذول داشت و این کار با رفتن از وزنی به وزن دیگر بر حسب تقاضای محتوا تغییر می کند . »
سیاوش کسرایی در سال 1336 نخستین مجموعه از اشعار خود را به نام « آوا » انتشار داد و دومین منظومه ی شعری او به نام « آرش کمانگیر » که در سال 1338 به چاپ رسید . این منظومه به قدری بلند و عالی بود که به سرعت در میان مردم و در سر زبانها افتاد و حتی به کتب درسی راه یافت . « با دماوند خاموش » در سال 1345 و « خانگی » در سال 1347 و « خون سیاوش » ، « سنگ و شبنم » ، « به سرخی آتش به طعم دود » ، « از قرق تا خروس خوان » ، « آمریکا ! آمریکا » ، « چهل کلید » ، « پیوند » ، « ستارگان سپیده دم » ، « مهره سرخ » ، که منتخب سیزده دفتر شعر او با عنوان « از خون سیاوش » توسط انتشارات سخن در سال 1378 در تهران به چاپ رسیده است .
کسرایی سال های آخر عمر خویش را در خارج از ایران از جمله افغانستان ، شوروی سابق و اطریش به سر برد و سرانجام در کشور اطریش در سال 1375 به دیار باقی شتافت .

« اشک مهتاب »
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همـــه دریـــا از آن مــا کــن ای دوست
دلــــم دریـــا شــد و دادم بــــه دسـتت
مکش دریا به خون ، پروا کن ای دوست
کـنـــار چشمــــه ای بودیـــم در خــواب
تـــو بـــا جــــامــی ربـــودی مــاه از آب
چــــو نـــوشیــدیــم از آن جـــام گـــوارا
تـــو نیلـوفـر شـدی مـن اشـک مهتــاب
تــن بیشـه پــر از مهتــاب امشب پلنگ کوههـا در خوابه امشب
به هر شاخی دلی سامان گرفته دل من در تنم بی تابه امشب
87/05/28
استادی بی همتا بعداز استاد کسایی

«سید محمد کاظم موسوی شوشتری» در دوازدهم اردیبهشت ماه 1325 در شهراهواز دیده به جهان گشود. وی ازکودکی به موسیقی علاقمند بود و از هر جا و مکانی که صدای رادیو و سازی رامی شنید به آنجا رفته وبا دقت وشوقی زائدالوصف به نغمات گوش می داد، تا اینکه به سن هشت سالگی رسید و به کمک پدرش ویولونی تهیه کرد وبه نزد یک ویولونیست به نام «شباهنگ» رفت و مدت چهار سال نزد ایشان مشغول فراگیری ویولن شد.
با شنیدن صدای ساز «استاد کسایی» از رادیو، تحت تاثیر قرار گرفت و از آن پس در محضر استاد حسن کسایی به آموختن نی روی اورد.
موسوی درسال 1346 توسط «استاد احمد عبادی» به رادیو می رود و همکاری خود را با ارکستر گلها آغاز می کند و علاوه بر آن، با ارکستر مجلسی و ارکستر سنفونی تهران نیز همکاری می نماید.
موسوی پس از چندی توسط مرتضی حنانه به تلویزیون دعوت و در آنجا مدتها همکاری داشته و درسال 1350 وارد مرکز حفظ واشاعه موسیقی ایران شده و زیر نظر دکتر صفوت مشغول کارمی شود. وی ردیفهای موسیقی سنتی ایران را نزد «استاد سعید هرمزی» و «استاد فروتن» می آموزد و مدتی نیز از استاد محمود کریمی تعلیم می گیرد. به گفته خودش به مدت ۶ سال تحت تاثیر ساز استاد «احمد عبادی» در خدمت ایشان به فراگیری سه تار نیز اهتمام می ورزد.
استاد موسوی مسافرتهای زیادی جهت شناساندن موسیقی سنتی ایران همراه اساتید دیگربه کشورهای مختلف داشته است. پس از استاد حسن کسایی - که به حق زنده کننده سبک جدید نوازندگی برروی نی است - محمدموسوی نیز یکی ازبهترین نوازندگان معاصر نی در موسیقی اصیل ایران می باشد. ساز اوازقدرت ولطافت خاصی برخوردار است که جایگاه او را در بین موسیقیدانان ونوازندگان معاصر مشخص می سازد.
محمد موسوی در طی نیم قرن فعالیت هنری اش با بسیاری اساتید و بزرگان موسیقی همچون : تاج اصفهانی، جلیل شهناز، دادبه، فرامرز پایور، اصغر بهاری، محمدرضا شجریان، رضا ورزنده، فرهنگ شریف، فریدون حافظی، اکبر گلپایگانی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، شهرام ناظری، محمد اسماعیلی و ... همنوایی و همنوازی داشته است.
از مشهور ترین آثار بی کلام او می توان به افشاری، همایون، از نیستان، دشتستانی، تنگسیری، بشنو از نی، نغمه، کنسرت فرانسه، و آثار متعددی با همکاری گروه اساتید (به سرپرستی استاد فرامرز پایور) اشاره کرد.
مشهورترین آثار با کلام وی با همراهی و هم آوازی «استاد محمدرضا شجریان» ثبت شده که بهترین نمونه ی آن اثر جاودانه ی «نوا ، مرکب خوانی» می باشد.
محمد موسوی در تاریخ سه شنبه ۱۳ آذرماه ۱۳۸۶ در برنامه شبانه ی رادیو پیام حاضر شد و به مدت ۴ ساعت میهمان علاقمندان موسیقی بود. جهت دریافت این برنامه ی رادیویی روی لینک های ذیل کلیک کنید.
بخـــش اول - ۲۴:۴۳ دقیقـــه - ۵.۹ مگـــابـــایــــت
بخــش دوم - ۲۵:۱۳ دقیقــه - ۶.٠۵ مگــابـــایــــت
بخـش سـوم - ۲۴:۴۵ دقیقــه - ۵.۹۳ مگــابــایــت
بخـش چهـارم - ۲۴:۴۸ دقیقـه - ۵.۸۶ مگـابــایــت
بخـش پنجـم - ۲۴:۴۷ دقیقـه - ۵.۹۴ مگــابـــایــت
بخـش ششـم - ۲۱:۴۵ دقیقـه - ۵.۲۱ مگـابـایــت
بخـش هفتـم - ۲۴:۵۴ دقیقـه - ۵.۹۷ مگــابــایــت
بخـش هشتـم - ۲۴:۴۴ دقیقـه - ۵.۹۳ مگـابـایــت
87/05/28
کیوان ساکت نوازنده چیره دست تار
دانلود یک تراک صوتی از کیوان ساکت --- از اینجا دانلود کنید.
دانلود قطعاتی از کیوان ساکت:
• راز مهتاب (از آلبوم آن سوی آب و گل)
• شادی (از آلبوم شبی با خورشید)
• پرواز زنبور عسل (از آلبوم شرق اندوه)
• آرزوی بزرگ ( از آلبوم شبی با خورشید)
• آواز اصفهان (از آلبوم شبی با خورشید)
• برگ و باد (از آلبوم شبی با خورشید)
• راپسودی چهارگاه (از آلبوم شبی با خورشید)
• مرغ سحر ساخته مرتضی نی داوود – تنظیم کیوان ساکت
• چهارفصل (بهار) از آلبوم دیدار شرق و غرب
• کاپریس 24 (از آلبوم دیدار شرق و غرب)
• چارداش اثر مونتی (از آلبوم دیدار شرق و غرب)
• فسانه با صدای ایرج بسطامی (از آلبوم فسانه)
• درآمد ابوعطا (از آلبوم فسانه)
• درآمد راست پنجگاه (از آلبوم فسانه)
• وای بر دل من (از آلبوم فسانه)
87/05/28
موسیقی عرفانی
جمله بالا ، در تضاد با آنچیزی است که در عرف جا افتاده است . آنچه که ذهنیت عوام را در برگرفته است این است که موسیقی اصیل ، غم انگیز است و انسان را به یاد قرضهایش می اندازد . اما موسیقی متال و راک و جاز شادی آور است . اگر به این مساله عمیق تر نگاه کرده شود ، مشاهده میگردد که مطلب خلاف این است . نوع موسیقی واشعار سطحی و بی پایه آن ، مورد تمسخر و انتقاد اهالی این گونه از موسیقی واقع شده است. در دراز مدت ، خستگی و آشفتگی ناشی از سر و صدای نابهنجار پاپ و راک در ذهن شنونده باقی میماند این موسیقی ریشه ای در هویت ما ندارد ، مناسب جامعه ما نیست و عده ای که تعدادشان هم کم نیست سعی دارند به زور آنرا در فرهنگ ما رسوخ دهند و بیشتر مناسب مجالس بزم ، ابتذال، پارتی ها و از این نوع است . وضعیت و سوابق خوانندگان این نوع موسیقی هم که اظهر من الشمس است . آهنگسازی و خوانندگی آن هم نه توانمند و نه طاقت فرساست .
در سوی دیگر ، موسیقی اصیل ، شادی آور و طرب انگیز است. دقیقا مخالف آنچیزی که ذکر می شود . البته شکی نیست که این موسیقی شادی مطرب و غنا را ندارد و نمیتوان آنرا برای استفاده از حرکات موزون استفاده کرد. این ، نوعی برتری است . شادی مورد نظر در این گفتار از این نوع نیست .
دستگاههای موسیقیایی ما ، همگی هم میتوانند شاد باشند، هم حماسی و هم غمناک . نمونه اصلی آن در دستگاه شور ، آنجا که دشتی ، آوازی است که میتوان آنرا به صور مختلف ارائه داد . دستگاه چهارگاه دستگاهی است ماواریی و روحانی . برای مثالی ساده و ملموس تر میتوان به شعر "مبارک بادا " اشاره داشت که در عروسی ها سالهای سال است که خوانده میشود و در چهار گاه اجرا میگردد و جزو دستگاههای ایرانی است و شاد و نشاط آور است .
وسعت لایتناهی موسیقی ایرانی بسیار شگفت آور و مایه مباهات است . یک قطعه زیبای نواخته شده با تار یا سه تار در ذهن یک ایرانی که هویت ملی اش هنوز دستمایه موسیقی غربی قرار نگرفته است ، بسیار جذاب تر و شادی آور تر از ترانه های مبتذل است . حال آنکه در اذهان تداعی شده است که این موسیقی غمگین است . اصلا چنین نیست . گرایش تفکر انسان از دنیایی مادی به حالتهای زیبای روحی در حین گوش دادن به نوای موسیقی اصیل ایرانی ، غم تلقی شده است.
این موسیقی ریشه در تاریخ ما داردو سالهای سال است که بر روی آن کار شده است . یاد گرفتنش راحت نیست و به همین دلیل گرایش به سوی یاد گیری آن کم است و سالها زحمت و تلاش می طلبد . بیشتر افراد هم که دوست دارند به سرعت یاد بگیرند و بکار گیرند و بنابر این نمیتوانند از عهده آن برآیند.
خلاصه کلام اینکه ، موسیقی ملی ما لطیف و نشاط آور است . غم هم جزیی از هر موسیقی است و موسیقی ما نیز مثل سایر موسیقی ها آنرا دارد ، ولی بیشتر فضای آن مملو از احساس ، عواطف روحی و زیبایی درونی است و شادی آفرین است و می بایست با شادی های پر سر و صدای زودگذر و طنازی حساب آنرا جدا کرد .
87/05/28
موسیقی عرفانی
جمله بالا ، در تضاد با آنچیزی است که در عرف جا افتاده است . آنچه که ذهنیت عوام را در برگرفته است این است که موسیقی اصیل ، غم انگیز است و انسان را به یاد قرضهایش می اندازد . اما موسیقی متال و راک و جاز شادی آور است . اگر به این مساله عمیق تر نگاه کرده شود ، مشاهده میگردد که مطلب خلاف این است . نوع موسیقی واشعار سطحی و بی پایه آن ، مورد تمسخر و انتقاد اهالی این گونه از موسیقی واقع شده است. در دراز مدت ، خستگی و آشفتگی ناشی از سر و صدای نابهنجار پاپ و راک در ذهن شنونده باقی میماند این موسیقی ریشه ای در هویت ما ندارد ، مناسب جامعه ما نیست و عده ای که تعدادشان هم کم نیست سعی دارند به زور آنرا در فرهنگ ما رسوخ دهند و بیشتر مناسب مجالس بزم ، ابتذال، پارتی ها و از این نوع است . وضعیت و سوابق خوانندگان این نوع موسیقی هم که اظهر من الشمس است . آهنگسازی و خوانندگی آن هم نه توانمند و نه طاقت فرساست .
در سوی دیگر ، موسیقی اصیل ، شادی آور و طرب انگیز است. دقیقا مخالف آنچیزی که ذکر می شود . البته شکی نیست که این موسیقی شادی مطرب و غنا را ندارد و نمیتوان آنرا برای استفاده از حرکات موزون استفاده کرد. این ، نوعی برتری است . شادی مورد نظر در این گفتار از این نوع نیست .
دستگاههای موسیقیایی ما ، همگی هم میتوانند شاد باشند، هم حماسی و هم غمناک . نمونه اصلی آن در دستگاه شور ، آنجا که دشتی ، آوازی است که میتوان آنرا به صور مختلف ارائه داد . دستگاه چهارگاه دستگاهی است ماواریی و روحانی . برای مثالی ساده و ملموس تر میتوان به شعر "مبارک بادا " اشاره داشت که در عروسی ها سالهای سال است که خوانده میشود و در چهار گاه اجرا میگردد و جزو دستگاههای ایرانی است و شاد و نشاط آور است .
وسعت لایتناهی موسیقی ایرانی بسیار شگفت آور و مایه مباهات است . یک قطعه زیبای نواخته شده با تار یا سه تار در ذهن یک ایرانی که هویت ملی اش هنوز دستمایه موسیقی غربی قرار نگرفته است ، بسیار جذاب تر و شادی آور تر از ترانه های مبتذل است . حال آنکه در اذهان تداعی شده است که این موسیقی غمگین است . اصلا چنین نیست . گرایش تفکر انسان از دنیایی مادی به حالتهای زیبای روحی در حین گوش دادن به نوای موسیقی اصیل ایرانی ، غم تلقی شده است.
این موسیقی ریشه در تاریخ ما داردو سالهای سال است که بر روی آن کار شده است . یاد گرفتنش راحت نیست و به همین دلیل گرایش به سوی یاد گیری آن کم است و سالها زحمت و تلاش می طلبد . بیشتر افراد هم که دوست دارند به سرعت یاد بگیرند و بکار گیرند و بنابر این نمیتوانند از عهده آن برآیند.
خلاصه کلام اینکه ، موسیقی ملی ما لطیف و نشاط آور است . غم هم جزیی از هر موسیقی است و موسیقی ما نیز مثل سایر موسیقی ها آنرا دارد ، ولی بیشتر فضای آن مملو از احساس ، عواطف روحی و زیبایی درونی است و شادی آفرین است و می بایست با شادی های پر سر و صدای زودگذر و طنازی حساب آنرا جدا کرد .
87/05/28
رنج وسختی درراه هنر
حسن كسائي
مدتی است که بدلیل مشکلاتی ( گران شدن نرخ اینترنت در منطقه ما که از ساعتی ۱۰۰ تومان به ۱۵۰۰ تومان شکر خدا رشد داشته و سرعت آن هم به همین نسبت پایین امد باز هم خدا را شکر )که داشتم نتوانستم مطلب جدیدی بنویسم و برای اینکه وبلاگ به حالت تعطیل درنیاید قسمتی از کتاب « از موسیقی تا سکوت » استاد کسایی را آوردم . که البته بی دلیل نیست و بیانگر سختی هایی است که خودم در راه آموزش نی می کشم و با آن دست و پنجه نرم می کنم :
براي رسيدن به اين مختصر، خون دلها خوردهام، سختيها كشيدهام وسرزنشها شنيدهام. درنواجواني وجواني گاهي شبها كنار نهرهاي اصفهان، دربيشهها و دنبال رودخانة زاينده رود تا سپيدة صبح با صداي بلند، ني ميزدم وانعكاس صدايش را ميشنيدم. گاهي هم درِ خانهاي باز ميشد، آقا يا خانمي با حالت پرخاش سرزنشم ميكرد و از آنجا ميراندم. چقدر خاك ارّه خوردن، چقدر تحمل بوي ني سوخته، چقدر دميدن در ني، چقدر مرارت، چقدر انديشيدن روي لحظه لحظة موسيقي...؟
شايد اگر فوتهايي كه در ني كردهام، يكجا جمع شود (يعني شصت سال فوت كردن درني)، اصفهان را باد ببرد! اما آن زحمات در«ني» و« سه تار» وحفظ كردن شخصيت هنري،امروز براي من درجامعة خودمان وحتي در خارج از كشور، احترام و اعتباري خاص به ارمغان آورده كه برايم پاداشي بس گرانبهاست وبه قول حافظ:
|
گرية شام و سحر، شكر كه ضايع نگشت |
|
قطرة باران ما گوهر يكدانه شد |
برگرفته از كتاب« از موسيقي تا سكوت»
87/05/28
روغن زدن نی
يكي از مهمترين كارها براي صاف شدن صداي ني و همچنين جلوگيري ازباقي ماندن رطوبت دهان درون ني روغنكاري ني مي باشد كه با توجه به عمر ني فرق مي كند .
شيوه اي كه من براي روغنكاري ني بكار مي برم به شرح ذيل مي باشد .
روغنكاري ني هايي كه تازه مورد استفاده قرار مي گيرد :
از آنجا كه ني هايي كه نو هستند و تازه سوراخ شده اند ( يا بقول ما تازه داغ شدن) بوي سوختگي و دود مي دهند حتي موقع نوازندگي اين بو و خاك اره آن وارد حلق مي شود و روي نوازندگي اثر نامطلوب مي گذارد لذا ما بايد طوري ني را روغنكاري كنيم كه بطور كامل ني تميز شود . و در اين موقع بايد حداقل هر 10 روز يكبار روغنكار شود تا مدت دو يا سه ماه .
اما ني هايي كه بيشتر از 6 ماه از عمرشان مي گذرد فقط هر يك ماه يكبار روغنكاري شوند كافي است.
دوستان بياد داشته باشيد كه روغنكاري زياد باعث خفه شدن ني مي شود. ( اين را بر اساس تجربه خودم ميگم كه 5 سال پيش اولين ني كه گرفتم خيلي روغنكاري كردم و خفه شد .)
براي روغنكاري شيوه هاي متفاوتي بكار مي برند بعضي ني را توي لوله پر از روغن ميگذارند كه زياد مطلوب نيست يا سوراغهاي ني رو مي بندد و ني را پر از روغن مي كنند كه باز هم مطلوب نيست بهترين شيوه اي كه من با تجره خودم به آن رسيده ام اين است كه :
بايد يك نخ حدودا يك متري را يك سر آن يك ميخ و سر ديگر آن تكه اي اسفنج ببنديم ( اندازه اسفنج زياد بزرگ نباشد طوري باشد كه با كمي كشيدن جمع شود و از درون ني عبور كند .)
ابتدا سري ني را برميداريم ، ميخ را از بالاي ني وارد مي كنيم و نخ را بالا نگه مي داريم و ني را تكان مي دهيم تا نخ از ني عبور كرده و از پايين ني بيرون بيايد. حالا ني را مي گذاريم و اسفنج را آغشته به روغن مي كنم و از زير ميخ را مي كشيم تا اسفنج طول ني را طي كند واز پايين ني بيرون بيايد كه هم ني را روغنكاري كند و هم آنرا تميز كند ، حالا يكبار ديگر از قسمت پايين ني يا دم ني اين كار را انجام مي دهيم .
حالا بايد ني را كنار يك ديوار تكيه داد و زير آن هم يك ظرف گذاشت كه روغن آن خالي شود براي اين كار بايد چند ساعت بعد حالت ني را تغيير داد يعني سر و ته آن را جابجا كرد تا ني كاملا خالي شود بعد ني را از بيرون با يك پارچه تميز پاك مي كنيم .
نكته مهم : روغني كه انتخاب مي كنيم بايد روغن مايع باشد كه در بازار موجود است ضمنا روغن بايد هيچ بويي نداشته باشد و از روغن زيتون هم در صورتی که تصفیه شده و بی بو باشد استفاده شود چون باعث می شود که روغن درون نی ماسیدگی پیدا نکند.
87/05/28
خداوندگارنی
روايت «حسن كسايي» از 
«قصههاي عشق مجنون»
خبرگزاري فارس: سيدعباس سجادي مدير امور موسيقي سازمان گفت: تازهترين اثر «حسن كسايي» استاد ني، با عنوان «قصههاي عشق مجنون» به زودي منتشر خواهد شد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي معاونت هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، سجادي در اين خصوص گفت: قصههاي عشق مجنون، حاوي اشعاري از مولانا جلالالدين بلخي است كه توسط رضا معيني حكايت ميشود و نوازندگان سازهاي كوبهاي همايون نصيري، محمود رفيعيان، حسن آزده فر، سام خاجه وند و شاهين شيخ بهايي، استاد كسايي را همراهي ميكنند.
اين اثر منحصر به فرد از محصولات موسسه نغمه شهر است كه توسط مديريت امور موسيقي معاونت هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران به زودي منتشر و در اختيار علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
وي همچنين گفت: اين آلبوم همراه با كتابچهاي حاوي مطالبي از بزرگان موسيقي و شعر است.
گفتني است:اين اثر سال گذشته با همكاري شهرام ميرجلالي و محمدجواد كسايي و با صدابرداري حسن و حميد عسگري ضبط و قطعاتي در ماهور، شكسته، شوشتري، نوا، بيات اصفهان، مخالف سه گاه، ابوعطا، دشتي، افشاري و شور با اشعار مولانا همراه شده است.






