نکاتی در مورد تمرین موسیقی

هستي نقره چي

5. تعويض ساز
تعويض ويلون به ويولا، ويلون به ويلوني بزرگتر يا با سازي که اتفاع خرک متفاوتي دارد به نوازنده فشار زيادي تحميل مي کند. اگر سازتان را عوض مي کنيد بايد 1 تا 2 هفته تمرينات ساده تر را انجام دهيد و کم کم به سراغ برنامه اصلي خود برويد. همين مساله در مورد تعويض معلم يا رپرتوآر صادق است.

6.عادات نادرست تمرين
به نظر من موسيقي دان بايد به نوازندگي مانند يک فعاليت بدني نگاه کند. بيشتر نوازندگان قبل از اجرا اصلا خود را گرم نمي کنند يا فکر مي کنند نواختن يک قطعه ساده يا با سرعت پايين براي اين کار کافي است. نوازندگي تمام بدن فرد را درگير مي کند، بنابراين حداقل در يک گرم کردن خوب بايد به گردن، شانه، بازوها، پشت،و کمر نرمش داد تا از مشکلات ناشي از کار زياد تا حد قابل توجهي پيشگيري نمود.


ادامه مطلب

مطلبی از دوست عزیزم اقای ملکی

علي نجفي ملکي

ني به عنوان تنها ساز رسمي بادي موسيقي ما، سازيست که قابليت توليد دو نوع صداي کاملا متفاوت از هم را دارد. در سازهاي بادي موسيقي کلاسيک معمولا براي تغيير رنگ صدايي از وسيله اي به نام سوردين استفاده ميکنند که بنا به نظر آهنگساز از اين وسيله براي بيان بهتر حالت اجراي يک قطعه استفاده ميشود. سوردين وسيله اي است که در ساز قرار مي دهند و باعث مي شود صداي ساز به نحوي محسوس تغيير کند، به طوريکه اگر شنونده اي که با اين وسيله و کاربرد آن آشنا نباشد، تصور مي کند اين صدا از سازجديدي توليد مي شود.
در سازهاي ايراني اين وسيله تعريف نشده و اين سازها با رنگ طبيعي خود اجرا ميشوند که صرفا يک نوع صداست. مثلاً ساز تار داراي صداي مشخص و متمايز از سازهاي ديگر است که نوازندگان اين ساز صرفا با همان صداي مشخص به نوازندگي ميپردازند و در ارکسترهاي مختلف و در تکنوازيها شاهد صداي تعريف شده ي تار هستيم.


ادامه مطلب

ساز بادی کلارینت یاقره نی

سازها » کلارینت

 
قره نی یا کلارینت:
قره نی سازی انتقالی است و باید گفت انواع مختلفی از این ساز ساخته شده که هر یک با فاصله ای دیگر، انتقالی هست. ما در اینجا از قره نی سی بمل که رایج ترین نوع قره نی است گفتگو می کنیم.
قره نی از دسته سازهای یک زبانه ای است و متشکل است از یک لوله استوانه ای که انتهای آن کمی مخروطی شده است.
در انتهای بالای ساز، تکیه گاهی مانند منقار، از جنس چوب، کائوچو یا پلاستیک تعبیه شده، که از یک سوی ان تقریبا صاف و سوی دیگر سطحی منحنی است و در سوی صاف آن تیغه ای نئی بر منقار تکیه کرده است( زبانه)
این قسمت را مجموعا دهانی می نامند که در موقع نواختن کاملا در دهان( و احیاناما بین دندانها ) قرار می گیرد. علاوه بر دهانی قسمت های دیگر نبز در این ساز به نظر می رسند که همگی می توانند از هم جدا شوند.
تعداد کلیدها و سوراخ های قره نی، بسیار بیشتر از کلیدها و سوراخ های فلوت و به همین دلیل انگشت گذاری این ساز مشکل تر از فلوت است.
وسعت صدای قره نی از سازهای بادی دیگر نسبتا بیشتر است.
قره نی باس یا باس کلارینت:
این ساز با همان اصول انگشت گذاری قره نی معمولی، یک اکتاو بم تر از آن صدا می دهد. بر خلاف کلارینت معمولی متشکل از لوله مستقیم در سراسر طول خود نیست،
بلکه در قسمت دهانی و انتهای تحتانی ساز خمیدگی هائی دارد، قسمت دهانی از قمیش (زبانه)، تکیه گاه قمیش و لوله ای که دوبار خمیده شده است و به سر لوله اصلی ساز می رسد تشکیل شده است و در قسمت انتهای تحتانی، لوله اصلی به طرف بالا برگشته و مانند انتهای شیپور کمی گشادتر شده است.
این ساز نیز از دسته سازهای انتقالی است و مانند کلارینت در دو نوع سیستم انتقالی سی بمل و لا ساخته شده است.
در کلارینت باس سی بمل گاه یک عدد کلید اضافی برای ایجاد صدائی نیم پرده بم تر تعبیه شده است.

تعریف فرهنگ لغات :

کلارینت: از سازهای بادی چوبی بیشتر از جنس آبنوس و اخیرا فلز، دارای زبانه ای ساده، لوله ای استوانه ای و انتهای شیپوری. بر روی سطح لوله، کلیدهای بسیاری تعبیه شده است. بافت کلیدها بر روی کلارینت به دو علت پیچیده تر و کامل تر از سیستم کلید بندی در اوبوا است:
1. به دلایل آکوستیکی
2. به علت جدیدتر بودن این ساز نسبت به اوبوا
به همین دلیل صدای کلارینت از نظر رنگ طنین با اوبوا تفاوت دارد. میدان صدای کلارینت متجاوز از سه اکتاو است.


منبع: سازشناسی پرویز منصوری
فرهنگ تفسیری موسیقی

نی

بشنو از ني ، ني نواي ناله هاست

ميرمحمد طجوزي
همان طور كه جسم هر انسان نياز به انواع ويتامين‌ها و كالري‌هاي لازم جهت حفظ و سلامتي اندام‌هاي بدن را دارد، روح آدمي نيز نياز به تغذيه‌‌هاي معنوي بسيار زيادي دارد.


چراكه روح در تمام مراحل زندگي همراه آدمي است. از عالم زر گرفته تا برزخ اين روح است كه ما را ياري مي‌كند پس احتياجات آن را هم بايد مهم شمرد و آنها را تامين كرد.
موسيقي و شنيدن نواي سازها از جمله نيازهاي روح هر بشر است كه با شنيدن صداي سازها مي‌تواند التيامي براي نيازهاي روحي خود بيابد.از جمله سازهايي كه نقش بسزايي در اين نيازها را ايفا مي‌كند، سازي با نام «ني» است..  

ادامه نوشته

صوت

مختصري درباره فيزيك صوت :

صوت:

انچه را كه انسان به كمك حس ضنوايي خود ميشنود صوت نام دارد : فركانسي بين 20 تا 20000 هرتز ، صوت نتيجه ارتعاش جسم مادي است يعني هرگاه يك جسم مادي با سرعتي كم يا زياد به ارتعاش درايد از ان صوت حاصل ميشود هر چه رفت و امد هاي جسم مادي منظم تر باشد صداي صوت حاطله به صورات موسيقيايي نزديكتر خواهد بود .

به عبارت ديگر بسامد يا حركت رفت و امدي ان قابل ثبت يا شمارش باشد و صوت حاصل از ان موسيقيايي باشد ، پس به طور كلي صوتي كه دراي ارتعاشات منظم هستند موزيكال و اصواتي كه داراي ارتعاش منظم نيستند غير موزيكال هستند.

ادامه نوشته

مثنوی

در میان دستگاه و آوازهای ایرانی ، گوشه هایی وجود دارند که در همه دستگاه ها اجرا می شوند و یا می توان آنها را در همه دستگاه ها اجرا نمود. مانند کرشمه ، بسته نگار ، حزین و ... که اکثر این گوشه ها بیشتر قابلیت اجرا با ساز و تکنیک های نوازندگی را دارند و از خاصیت ضربی یا ریتمیک بودن آنها در اجرای دستگاه ها و توالی نواختن ردیف ، استفاده می شود اما در بین این گوشه ها ، گوشه مثنوی مخصوص آوازخوانی است که به نظر من نقطه عطف آواز و پایانی آرام و با احساس برای خواننده است. زیرا که مثنوی ها معمولا در انتهای هر آواز ( پس از درآمد ، گوشه های رایج هر دستگاه ، اوج و ... ) خوانده می شوند و مروری کوتاه بر آنچه خوانده شد ، می باشند.

audio file مثنوی بیات ترک با صدای مرحوم سید جواد ذبیحی

زمانی که از اشعار مثنوی معنوی مولانا در آواز ها استفاده شد ، برای نخستین بار به خاطر علاقه ای که به کتاب مثنوی معنوی داشتند ، شیوه ای به نام مثنوی خوانی به وجود آمد. این شیوه تنها مخصوص اشعار کتاب مثنوی معنوی بود ، نه اینکه هر مثنوی دیگری ( مثلا شاهنامه فردوسی یا مخرن الاسرار نظامی و ... ) را بتوان در این شیوه اجرا کرد. از این رو آنچه که به این شیوه آواز شخصیت می دهد ، نخست لحن پندآموز ، روایی و حکایت گونه و در ثانی بحر عروضی رمل " مسدس محذوف = فاعلاتن فاعلاتن فاعلات " می باشد.

جایگاه مثنوی در آواز ایرانی

امروزه نیز گوشه مثنوی باید با شعری ( می خواهد مثنوی باشد یا غزل یا .. ) اجرا شود که فقط و فقط هم وزن کتاب مثنوی معنوی باشد. تنها استثنا در این مورد زمانی است که با اضافه شدن یک رکن اضافی در هر مصرع بحر رمل مسدس به بحر " رمل مثمن = فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات " تبدیل شود. نمونه این نوع مثنوی خوانی ، مثنوی مخالف بر روی شعر سعدی ( دوش دور از رویت ای جان ، جانم از غم تاب داشت ... ) می باشد که در نوار دستان آقای شجریان آن را اجرا کردند.

audio file مثنوی مخالف با صدای محمدرضا شجریان ( از آلبوم دستان ) یا لینک 2

اگر به ساختار این گوشه ها دقت کنید ، متوجه می شوید که مثنوی ها ، شامل گوشه های همان دستگاه یا آواز می باشند که با تاثیر پذیری از الگوی ملودیک مثنوی اجرا می گردد. مثلا مثنوی سه گاه ( مثنوی دستگاه سه گاه ) شامل گوشه های : ۱- درآمد سه گاه ، ۲- زابل ۳- مویه ۴- مخالف ( اوج دستگاه سه گاه ) و ... است. به همین دلیل مثنوی ها مقام ثابت خود را ندارند و در هر دستگاهی ، مشخصه های مقامی آن دستگاه یا آواز را به خود می گیرند. مثنوی در افشاری ، مفصل تر اجرا می شود ( به قول یکی از اساتید ، مثنوی افشاری ، مثنوی مادر است ) و مثنوی های دیگر از نظر ملودی با مثنوی پیچ ارتباط قطعی دارند. همانطور که میدانید مثنوی افشاری ، مثنوی پیچ نیز گفته می شود.

audio file مثنوی مخالف با صدای محمود کریمی

در مورد ارتباط بین مثنوی ها باید بگویم که همه آنها دارای نوایی عرفانی و تامل برانگیز هستند که اغلب برای زمزمه با خدا و عبادت خوانده می شود ، هر چند که به خاطر نوع شعر مثنوی و طولانی بودن آن ، ممکن است از اشعار داستانی یا حکایت های پند آموز هم برای اجرای آن استفاده شود.

استاد هرمز فرهت در مورد مثنوی و ساختار کلی آن ، اینچنین نوشته است : آغاز مثنوی پیچ با یک جهش پنجم به سوی بالا مشخص می شود ( منظور همان اشاره به نت بالا در مصرع اول است ) بعد از این جهش ، الگوی ملودیک آن با حرکت تدریجی به پایین مشخص می شود. در واقع مهمترین منطقه برای فعالییت ملودیک ، در بین پنج تن اول مقام آن می باشد. هر چند مثنوی پیچ یک بخش میانی دارد که در آن ملودی ، از پنجم تا هشتم بالای فینال ( نت پایانی ) و بالاتر از آن نیز حرکت می کند. بعد از این بخش برگشتی به فضای پنج نت پایین تر ( بم تر ) انجام می گیرد. ( فرود )

نوشته های استاد فرهت بر اساس شنیده ها و درک ایشان از مثنوی افشاری در محضر استاد نورعلی برومند است که البته ما مطمئن نیستیم که ایشان تحلیل صحیح ، مانع و رادع از مثنوی ارایه داده باشند و تنها برای مثال عرض شد.

audio file مثنوی افشاری ( مثنوی پیچ ) با صدای استاد عباس کاظمی

مفهوم الگوی بالا را با مثال مثنوی افشاری استاد کاظمی ، بیان می کنم :

در مصرع اول ( بشنو از نی چون حکایت می کند ) ، همانطور که گفته شد از لحن درآمد همان دستگاه یا آواز ( که در اینجا افشاری است ) استفاده می شود و جهش ذکر شده بر روی کلمه چون صورت می گیرد. مصرع دوم نیز تکرار مصرع اول است و تحریر ها نیز در هجای پایانی خوانده می شود که اجرای این تحریر ها ، قسمتی از همان حرکت تدریجی رو به پایین ( بم ) است.

بیت دوم ( کز نیستان تا مرا ببریده اند ) قسمت عراق ( اوج آواز افشاری ) است که در محدوده نت های بالایی ( زیر ) پنجم تا هشتم گام ، خوانده می شود و در بیت سوم ( سینه خواهم شرحه شرحه ) برگشت به فضای پنج نت پایین تر ( بم تر ) انجام می گیرد. ( فرود )

در آخر این نکته را نیز اضافه می کنم که تمامی مثنوی ها از فرم بالا تبعیت می کنند ولی از لحاظ مقامی با یکدیگر تفاوت دارند و به طور کلی مثنوی ها از ترکیب الگوی بالا و مشخصه های مقامی هر دستگاه به وجود آمده اند که البته این الگو را می توان کاملتر و مفصل تر بیان نمود.

در این رابطه بخوانید :

موسیقی بوشهری

امروزه بخش وسیعی از ردیف و موسیقی دستگاهی ما ، شامل گوشه ها و نغمه هایی است که از طریق موسیقی محلی ما ، در این جایگاه راه یافته اند. بسیاری از آوازهای ناشناخته و زیبا در دل این نوع از موسیقی قرار دارند و با یک نگاه اجمالی می توان گستردگی و زیبایی موسیقی محلی را درک کرد.
 
ادامه نوشته

برخورد روحیه هنردوست ایرانی با طبع ظریف و نکته سنج اصفهانی ها ، منجر به این بیان هنری گردیده که سال ها پیش در مجالسی ( به خصوص در اصفهان ) هرگاه موقعیت خاصی پیش می آمد ، خواننده خوش صدایی که آگاهی از ردیف و اشعار بسیار زیادی داشته ، شعری مناسب با آن واقعه یا آن حال و هوا را با آواز متناسب با آن ، به صورت بداهه و ناگهانی میان جمع اجرا می کرده است که چنین اجرایی مناسب خوانی نام گرفته است.

audio file دستگاه شور با صدای استاد غلامحسین بنان

ادامه نوشته

تاثیر موسیقی بر مغز انسان



موسیقی می تواند به روش های مختلف مورد استفاده قرار بگیرد، در علم پزشکی به عنوان یک منبع تحقیقاتی و نیز برای درمان امراضی چون حملات ناگهانی، فشار خون پایین، بیماری های روانی، افسردگی، بی خوابی و به طور کلی می توان گفت به عنوان عامل موثر در بهبود سریع تر بیماری ها، به کار می رود.

طبق تحقیقات موسیقی شناسان، گوش دادن به موسیقی – بسته به نوع موسیقی – می تواند بر متابولیسم (تحولات و دگرگونی ها حیاتی) بدن تاثیر بگذارد، فشار خون را بالا یا پایین ببرد، توازن انرژی برقرار کرده و به هضم غذا کمک کند.

تحقیقات نشان داده که موسیقی های آرام (مانند موسیقی کلاسیک با تمپوی پایین)، آرامش بخش هستند، احساسی که از سی دقیقه گوش دادن به چنین موسیقی بوجود می آید معادل آرامشی است که از خوردن یک قرص والیوم حاصل می شود. از آنجا که در این نوع موسیقی، شعری وجود ندارد، ملودی، تن، آهنگ و ریتم است که تاثیر گذار است و هر دو نیمکره مغز را درگیر جریان خود می کند.

بر طبق تحقیقات مشابه، موسیقی ممکن است تاثیر منفی نیز داشته باشد. بر حسب اینکه موسیقی خوب یا بد گوش بدهیم، می تواند مانند زهر در بدن عمل کند. مطالعاتی که در زمینه تاثیر موسیقی بر رشد گیاهان انجام شده، نشان داده که برای مثال، موسیقی راک، رشد گیاه را متوقف می کند و برعکس، موسیقی کلاسیک، باعث تسریع رشد گیاه می شود.

قدرت موسیقی به حدی است که می تواند مانند مصرف دارو اعتیاد آور شود. می توان گفت موسیقی ابزار قدرتمندی است که می تواند تاثیرات مثبت روحی و جسمی بسیاری بر اشخاص داشته باشد، البته اگر درست به کار گرفته شود، در غیر اینصورت، ممکن است تاثیرات منفی به همراه داشته باشد.

موسیقی واثرات ان

اثرات موسيقي در دوران بارداري

موسيقي اضطراب جنيني دوران بارداري را كاهش مي‌دهد. كودك اولين درس‌هاي يادگيري زبان را در رحم مادر مي‌آموزد حرف‌هاي مادر در قالب آواز و ريتم بسيارموثرتر وگيراتر از صحبت كردن عادي است.

موسيقي در حين زايمان و بارداري بر كاهش اضطراب، درد و دلهره مادر اثر مطلوبي دارد. زناني كه در حين زايمان به موسيقي گوش مي‌سپرند، نسبت به ديگر افراد خاطره‌اي دلپذيرتر و دلنشين‌تر از زايمان خود دارند به ويژه زماني كه موزيك درماني با تكنيك‌هاي آرام‌سازي همراه مي‌گردد. يكي از علل ناهنجاري‌هاي جنيني اضطراب حين بارداري مي‌باشد. اضطراب سطح عوامل بيولوژيكي خون را تغيير داده و پيامدهاي ناگواري بر جاي خواهد گذاشت، در حالي كه با گوش سپردن به اصوات ملايم، مي‌توان در كاهش استرس اقدام نمود.

در ادامه اين مقاله اشاره شده است كه دانشمدان معتقدند ريتم و آهنگ مورد علاقه كودكان برگرفته از آواهايي است كه در دروان جنيني خود شنيده‌اند. جنين آدمي به تمامي صداهاي رحمي گوش مي‌دهد و واكنش نشان مي‌دهد. مي‌دهد و واكنش نشان مي‌دهد. اصوات آرام حركات او را آرام و اصوات تند حركاتش را تند  مي‌نمايند.

گوش‌هاي جنين از سومين هفته بارداري تا هفته 28 رو به تكامل مي‌گذارد. پس مناسبترين زمان براي شروع برنامه‌هاي تحريكي قبل از تولد از اواسط سه ماهه دوم بارداري است.گفتني است، هرچند اثبات مطالب فوق از جهت درك اصوات توسط جنين مشكل مي‌باشد، اما از مدارك به دست آمده بعد از تولد مي‌توان تا حدودي صدق مطالب فوق را تائيد نمود.

الف) سالشمار

1307- تولّد- سوم مهرماه، اصفهان، محلة بيدآباد، كوچۀ باغ كلم.

1312- شروع به خواندن آواز و تعليم نزد جلال تاج اصفهاني.

1313- بهره‌گيري از استادان طراز اوّل موسيقي، نظير: اسماعيل اديب خوانساري، اكبر خان نوروزي، غلامرضا خان سارنج، سيد حسين طاهرزاده، علي شهناز، محمد طاهرپور و ...

1314- شروع تحصيل در مدرسه پهلوي و در سال‌هاي بعد، مدارس منيژه، شاه عباسي، علّيه، حكيم نظامي و دبيرستان ادب اصفهان.

1317- اوّلين ملاقات با ابوالحسن صبا و حسين تهراني در تهران و خواندن آواز ابوعطا به همراه ويلن استاد.

1318- اوّلین اجرای صحنهای، آواز همراه فلوت نصیر ثقفی در مایۀ بیات ترک (دبیرستان سعدی اصفهان).

1319- علاقه‌مندي به صداي ني و دميدن در آن.

1321- بهره‌گيري از مهدي نوايي به مدت سه ماه.

1322- اجراي اوّلين برنامه در راديو ايران (قطعاتي در دستگاه سه‌گاه و چهار مضراب زنگ شتر صبا).

1324- اجراي دومين برنامه در راديو ايران در برنامۀ سوليست هاي خارج از كشور روز دوشنبه (به جاي ويلن ابوالحسن صبا).

1325- خريد دستگاه ريل گرانديك به منظور ضبط تكنوازي در منزل و ارسال آثار به راديو تهران براي پخش هفتگي.

1327- اوّلین اجرای تکنوازی نی بر روی صحنه در دستگاه همایون (تئاتر اصفهان).

1328- ساخت و اجراي قطعة معروف «سلام».

1329- همكاري با راديو ارتش اصفهان، روزهاي چهارشنبه به اتفاق جلال تاج اصفهاني، جليل شهناز، محمد طاهرپور و منوچهر سلطاني.

·       بردن ني براي اوّلين بار به اركستر (اركستر راديو ارتش).

1330- ساخت و اجراي قطعة معروف «هشت بهشت».

1331- اجراي كنسرت در شهرهاي آبادان و خرمشهر به نفع بي بضاعت هاي ژاندارمري، همراه جلال تاج اصفهاني و جليل شهناز.

1322- چاپ عكس رنگي بر روي مجلة موزيك ايران (آذرماه- شماره 19) با درج «كسائي، استاد ني » بر روي جلد.

1333- شروع نوازندگي سه‌تار و بهره‌گيري از محضر ابوالحسن صبا، عبدالحسين صبا و ارسلان درگاهي.

1334- اقامت در تهران و شروع همكاري با برنامه‌هاي موسيقي راديو ايران و ضبط آثار ماندگار به همراه خوانندگان و نوازندگان ممتاز، همچنين ضبط انبوه برنامه‌هاي خصوصي.

·       ساخت آهنگ معروف «در كُنج دلم» بر روي شعر پژمان بختياري و اجرای آن توسط علی زاهدی، داریوش رفیعی، منوچهر همایونپور.

·       درگذشت پدر.

1335- اجراي  كنسرت در وزارت امور خارجه به همراه محجوبي، مجد، تهراني، بنان، پاشوكي و ... به رهبري ابوالحسن صبا.

·    شركت در سلسله برنامة گل‌ها به دعوت داود پيرنيا (گل‌هاي جاويدان، گل‌هاي رنگارنگ، برگ سبز، يك شاخه گُل، گلچين هفته و گُل‌هاي تازه) تا سال 1357.

1342- اجراي كنسرت به همراه جليل شهناز، حسين تهراني و حسين قوامي با حضور يهودي منوهين (كنفرانس ساليانه جهاني موسيقي در تهران).

1344- ازدواج.

1346- اجراي برنامه‌هاي متعدد در جشن هنر شيراز (حافظيه) تا سال 1356 و ملاقات با نوازندگان بزرگ جهان از جمله: راوي شانكار، شاران راني، بسم ا... خان، تران وانكه و ...

·       فعاليت مستمر در راديو اصفهان به صورت اجراي تكنوازي، همنوازي و آهنگسازي.

·       رياست شوراي موسيقي راديو اصفهان.

1350- فعاليت و تدريس در مركز فرهنگي راديو اصفهان تا سال 1357.

1351- تدريس در دانشگاه فارابي اصفهان تا سال 1357.

·       دريافت نشان لياقت هنري از وزارت فرهنگ و هنر به همراه مرتضي ني‌داود و حسين تهراني.

1352- ضبط و ارائه يك دوره رديف موسيقي ايراني، با عنوان: «آشنايي با موسيقي اصيل ايراني» با سه تار و آواز (راديو اصفهان).

1354- ضبط يك صفحه دو رو در مايه هاي شور و ماهور به همراه تنبك جهانگير بهشتي (توسط كمپاني C.B.S فرانسه) و انتشار در تمام نقاط جهان.

1355- برگزاري مراسم تجليل (از طرف وزارت فرهنگ و هنر) در سالن شير و خورشيد اصفهان و اجراي قطعاتي به همراه آواز تاج اصفهاني.

1358- اجراي آخرين برنامة رسمي در راديو ايران با همكاري جليل شهناز، محمدرضا شجريان و جهانگير ملك.

·       از بين بردن آثار موسيقي در آرشيو راديو اصفهان!

1360- بركناري از صدا و سيما و قطع كليه حقوق و مزايا.

1361- درگذشت مادر.

1362- ساخت قطعه معروف «اشك ني».

1364- نايي در بند!

1369- سفر به كشورهاي آلمان، انگلستان، فرانسه، هلند و شركت در چند برنامة راديويي.

·  تهيه و نصب تنديس در گالري مفاخر هنري جهان (لندن).

1370- شركت در جشنوارة ني‌نوازان (تهران- تالار سوره).

1374- برقراري مستمري از سازمان صدا و سيما.

1375- سفر به كانادا و آمريكا و حضور در محافل مختلف شعر و موسيقي.

1376- گراميداشت توسط دوستداران موسيقي ايراني در واشنگتن (به همت محمدرضا لطفي).

1378- دريافت نشان درجه يك فرهنگ و هنر به عنوان نفر اوّل در جامعة موسيقي كشور (بنا به تصويب هيئت دولت).

·       گراميداشت توسط انجمن همياري ايرانيان مقيم نيويورك (در اصفهان).

1379- تأسيس «مؤسسه فرهنگي- هنري نغمة گشايش»، با پشتوانه و اعتبار استاد حسن كسائي (به مديريت: محمد جواد كسائي).

1381- دريافت اوّلين لوح «چهره هاي ماندگار» در رشتة موسيقي.

·       انتشار كتاب «از موسيقي تا سكوت» (استاد حسن كسائي و نيم قرن آفرينش هنري)- نشر ني، به كوشش محمدجواد كسائي، با مقدمة بيژن ترقي.

1382- برگزاري هفتاد و پنجمين سالروز تولّد (توسط: شركت آواي نوين اصفهان)، با حضور: چهرههای شاخص موسیقی ایران (اصفهان- تالار  هنر).

1385- ضبط ردیف موسیقی ایران با سهتار و آواز (اصفهان- مردادماه).

1386- ضبط رديف موسيقي ايران با ني (اصفهان - تيرماه).

ب) مختصات هنری

1- تکوین سبک نوین نی نوازی در قرن حاضر.

2- تعلیم و تربیت شاگردان فراوان و ارائه به جامعۀ موسیقی ایران.

3- بردن نی برای اوّلین بار به ارکستر  (از سال 1329) و بخشیدن جایگاهی ممتاز به این ساز ملّی.

4- ردیف دانی و ردیف نوازی.

5- ارائه سبکی متمایز در نوازندگی سه تار.

6- نقد و آنالیز هنر آوازخوانی و آشنایی با تمامی لطایف و ظرایف اجرایی آن.

7- آشنایی با خوشنویسی و نوازندگی تنبک.

8- آشنایی و علاقه‌مندی بسیار به ادبیات و شعر کهن پارسی.

9- درون گرایی محض و عدم پذیرش دعوت مجامع داخلی و بین المللی موسیقی (در طول سالیان فعالیت هنری).

10- وقوف بی سکوت و صراحت کلام.

11- کسب اعتبار و شهرت جهانی در موسیقی ایران و مشرق زمین

نوای تار فرهنگ شریف

موسیقی وقران

اشاره
قرائت قرآن، يك فن يا به بياني جامع‌تر يك هنر است؛ شايد بتوان گفت نقطة اوج تلاقي هنر و مذهب و براي آنكه بشود از آن لذت برد، بايد كمي درباره‌اش دانست. در واقع فراگيري فنون موسيقي آوازی، پيشوازي است براي فراگيري تلاوت رنگارنگ قرآن.
از يك نظر، قرآن لحني موسيقايي است و از نظری دیگر، الحان موسيقي در ذات آيات قرآني و حتي واژگان آن نهفته است كه خود‌به‌خود ما را وادار مي‌كند آن را آهنگين و با وزن بخوانيم.
آنچه در اين سال‌ها از قرائت قاريان ايراني شاهد بوده‌ايم تقليد بوده است و بس. همواره قارياني پرورش داده مي‌شوند كه كمتر به موسيقي و مباني آن آشنايي دارند و با آهنگ‌های نامناسب و نغمه‌هاي ناموزون قرائت مي‌كنند و اين اعجاز بيان الهي را با شيوه‌هاي تقليدي و ناپسند عرضه مي‌دارند.
اينكه شيوه‌هاي امروزي در قرائت قرآن از كجا آمده، چه ربطي به هنر موسيقي دارد، چه كساني در پيشرفتش مؤثر بوده‌اند و ما ايراني‌ها كه هم در موسيقي، سابقة درخشاني داريم و هم در علوم قرآني، چه نقشي در اعتلاي اين هنر داريم و جايمان در اين عرصه كجاست، خود موضوعاتي قابل تأمل و بحث‌اند.

ادامه را بخوان

ادامه نوشته

یک سوال :چرا بعضی با موسیقی مخالفند ؟خواهش میکنم نظر بدهید

موسيقي درماني: موسيقي درماني چيست؟

در يونان قديم ارتباط نزديكي بين موسيقي و شفا وجود داشت. اين همبستگي به يكي از خدايان يونان «آپولو» شخصيت و شكل داده است. آپولو هم خداي موسيقي و هم خداي طب بود. يونانيان معتقد بودند كه امراض نتيجه عدم هارموني در وجود فرد است و موسيقي با قدرت روحي و اخلاقي خود مي تواند با برگرداندن هارموني و نظم در بدن سلامتي را براي فرد مورد استفاده به ارمغان آورد. پژوهش هاي انجام شده، نشان مي دهد كه غده تالاموس به عنوان مهمترين غده در مغز انسان محرك هاي صوتي را به وسيله سيستم هاي عصبي دريافت و در كنار حافظه و تخيل به آنها پاسخ مي دهد. غده هيپوفيز نيز كه از غده تالاموس فرمان دريافت مي كند به محرك هاي صوتي موزون پاسخ مي دهد، موجب بروز ترشحاتي مي شود كه نتيجه آن آزادسازي ماده آرام بخش به نام آندروفين خواهد بود. با توجه اينكه مهمترين اثر ماده مزبور، تسكين درد در انسان است به سادگي مي توان به ارزش موسيقي درماني كه عملا موجبات آزادسازي ماده آندروفين كه علاوه بر تسكين درد، موجبات انبساط و شادي را در انسان فراهم مي سازد، پي برد. تحقيقاتي كه توسط كولن در سال هزار و نهصد و نود و دو در بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان «سنت جرج» لندن صورت گرفته، نشان مي دهد كه موسيقي به ميزان قابل توجهي در تسكين و تقليل وضعيت بحراني بيماران كه در بخش آي ـ سي ـ يو بستري بوده اند تاثير داشته است. زيرا ثابت شده است كه سيستم اعصاب انسان به محرك هاي موزيكال پاسخ مثبت مي دهد. موسيقي درماني يك فرآيند فعال است. در موسيقي درماني، ما انتظار داريم كه موسيقي ما را در برگرفته و در تمام وجودمان جريان پيدا كند. يادتان باشد كه از قوه تخيل مغز استفاده كنيد.  به خاطر داشته باشيد: «انرژي در پي انديشه مي آيد» هر جا كه فكر باشد انرژي هم وجود دارد. براي بهتر گوش كردن به موسيقي دو مطلب را به خاطر بسپاريد:

يك. صداي موسيقي در حدي باشد كه شما با آن راحت هستيد.

دو. خودتان را تسليم موسيقي كنيد.

دوست عزیز برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک نمایید

 

ادامه نوشته

موسیقی رپ چیست

موضوعی که چند ماه اخیر ذهنم را شدیدا به خود مشغول کرده گذشتن اوقات دوستان و هم سن و سالانم باگوش دادن به موسیقی رپ است.در مورد همین موضوع مطلبی را در کتاب قصه شمع ( خاطرات هنری اسماعیل نواب صفا ) مشاهده کردم که پس از مطالعه آن جالب دیدم برای شما دوستان گرامی هم بنویسم.

 در این قسمت از کتاب قصه شمع (صفحه 320و321) چند خطی از سخنان استاد روح ا... خالقی (خالق و آهنگساز بی نظیر آثار فاخر موسیقی ملی ایران مثل:سرود ای ایران و...)در پیرامون موسیقی رپ نوشته شده است.

با توجه به بلند بودن متن قسمت های مهم را گلچین کرده ام که می توانید مطالعه کنید.

.....................................................................

موسیقی رپ چیست؟

]...روزگاری،موسیقی،پیامی از بهشت بود و مرهم نهنده زخم های درونی و آرامش دهنده روح و جان.آهنگ،لذت بخش بود و پیام(کلمات)امیدوار کننده و تسلی دهنده،ولی این روزها،این پیام بهشتی،هم مسخ شده و در سرازیری فساد و وقاحت افتاده و فریادرسی هم نیست.

سالها،ما از وقیح بودن و شرم آور بودن آهنگ ها و پیام های (راک اند رول)شکوه میکردیم،حال موسیقی نفرت انگیز(رپ)وپیام شرم آور آن،مثل اجل معلق از راه رسیده و خواننده و شنوده هر دورا،ملوث کرده است. ویدئوهای موسیقی رپ یک راست،از دوزخ می آیند و پیام تحریک کننده وکلمات وقیح و کثیف آن،بهمه چیز شباهت دارد،غیر از موسیقی.موسیقی رپ فحاشی است،نه هنر،فاحشگی است نه زیبایی.....پیام توهین آمیز و رکیک و ابلیسی را بر بال ویدئو در سراسر دنیا پخش می کنند.

در لوای آزادی گفتار و در زیر ماسک آزادی قلم،میلیون ها بجیب میزنند و جوانان ساده لوح و ساده دل و تاثیر پذیر را بخاک سیاه مینشانند و این جوان را معتاد،قاتل و.... تحویل جامعه می دهند.

پیام خیلی از آهنگ سازان و تنظیم کنندگان رپ مخوف و غیر انسانی است.در این زباله دانی(رپ)همه نوع متاعی یافت میشود.از تحریک به کشتن پلیس و اقلیت ها گرفته تا وقیح ترین توصیف و شرم آور ترین فعالیت های غیر عادی سکسی و توهین به زنان را میتوان در این ویدیو های متعفن و ابلیسی یافت و خون گریست.

......بدون شک در تاریخ موسیقی و هنر،سابقه ندارد که گروهی بی حیا و اغلب بیسواد،اینطور دنیای موسیقی را آلوده و ملوث و زخمی کرده،رکیک ترین اشعار را بخورد توده ها داده و میلیون ها به جیب بزنند.[

برای مطالعه کامل این متن میتوانید به کتاب قصه شمع مراجعه کنید.

.....................................................................

برای اینکه اطلاعات بیشتری درباره تاثیر اینگونه موسیقی بر جوامع داشته باشیم ، کمی در این زمینه تحقیق کرده ام که نتایج آن در زیر آمده:

 

رپ خوان ها را با توجه به نوع خواندن آنها میتوان به 3 دسته تقسیم کرد:

 

1.گروه‌های رپی که جنبه‌های خشن و مبارزه جویانه را جذب کرده‌اند که می‌توان این دسته را «رپ خوان‌های خیابانی» نامید. آنها در لابلای زبان کوچه و بازار به دنبال صدای خود میگردند.

2. دسته دوم رپ خوان‌ها، گروه محافظه کارتر و اخلاقی‌تری را تشکیل می‌دهند که می‌کوشند ارزش‌های اجتماعی را به جوانان تذکّر دهند.

3. رپ خوان‌هایی که بر جنبهٔ فراگیری و اقتصادی رپ تکیه کرده‌اند. آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند از جریان‌های غالب و موسیقی پاپ سرگرم کننده استفاده کنند و پولی به جیب بزنند.

 

تقریباً %80 از آهنگ های رپی که در سراسر جهان در لیست 10 آهنگ برتر هستند، خشونت در خود دارد. این آهنگ ها، عمل کتک کاری یا بدتر از آن کشتن یک نفر دیگر را می ستاید. لازم به ذکر نیست که این خواننده ها عادت دارند آهنگ هایشان را با صدایی بلند و ناهنجار بخوانند که واقعاً نمی توانید بفهمید چه می گویند.

 

طبق تحقیقی که برای بررسی تاثیر ویدئوهای موسیقی رپ بر سلامت فیزیکی و احساسی نوجوانان انجام گرفت، مشخص شد نوجوانانی که زمان بیشتری را صرف تماشای ویدئو کلیپ های سرشار از خشونت و سکس آهنگ های رپ می کنند، این رفتارها را بیشتر در زندگی واقعی خود انجام می دهند.

پس از بررسی 522 دختر سیاهپوست بین سنین 14 تا 18 سال از طبقه متوسط تا پایین جامعه، محققان دریافتند که درمقایسه با آنهایی که هیچوقت یا کمتر چنین ویدئو کلیپ هایی تماشا می کنند، نوجوانانی که حداقل 14 ساعت در هفته این ویدئو ها را تماشا می کنند، رفتارهای مخرب بیشتری از خود نشان می دهند. دراین تحقیق یکساله، این افراد اعمال زیر را تجربه کرده اند:

 

تمایل آسیب رسانی به معلم، سه برابر بیشتر

تمایل به دستگیری، 2.5 برابر بیشتر

تمایل به داشتن شریک جنسی متعدد، دو برابر بیشتر

تمایل به استفاده از موادمخدر، یا نوشیدن مشروبات الکلی، 1.5 برابر بیشتر

 

علاقه مندان به هنر اواز بخوانند

توضیح برای دوستان علاقمند آوازخوانی:

برخی از دوستان عزیز در مواقعی پیام هایی را به طور خصوصی به من فرستاده و سوال کرده اند چه غذاهایی برای آوازخوان مناسب و کدام غذاها نامناسب می باشند. در اینجا مجالی فراهم شده تا پاسخ این دوستان عزیز علاقمند به خوانندگی را بدهم.

اول در خصوص گرفتگی صدای برخی آوازخوانان در حین تحریر یا اوج توضیح بدهم. بهترین کار برای این دسته از خوانندگان خوردن "آب نخود پخته" و همچنین "نیم لیوان آب نیمه جوشیده" و یا حتی یک لیوان "شربت جوشانده ی گیاه شیرین بیان" قبل از خواندن می باشد که نتیجه ی معجزه آسایی به دست می دهد! برنامه ی غذایی خوانندگان باید کاملا تنظیم شده و اصولی باشد (نه مثل برخی خوانندگان که همه رقمی میل می فرمایند و بعد لب به چهچهه می گشایند!). مناسب ترین مواد غذایی برای آوازخوانان موسیقی اصیل ایرانی عبارتند از: چغندر، غذاهای آب پز، شیر، زرده ی تخم مرغ، شلغم و عدس. اما غذاهایی که خواننده (مخصوصا قبل از خواندن یا اجرای برنامه) باید از آنها پرهیز نماید، بدین قرار می باشند: ترشی، فلفل، سرخ کردنی ها، کیک و شیرینی و مواد چرب. ماست و دوغ و نوشابه و چای و قهوه نیز تاثیر منفی بر تارهای صوتی حنجره می گذارند. در میان خوانندگان، خوراک خوش مزه ی "قورمه سبزی" نیز به عنوان قاتل حنجره و چهچهه معروف است! {شنیده ام در گذشته های دور در مجلسی که همه ی بزرگان آواز ایران شرکت داشته اند، وقتی خوانندگان می فهمند غذا قورمه سبزی است، لب به آن نمی زنند زیرا قرار بوده بعد از غذا در مجلس بخوانند و تنها کسی که به جای یک پرس دو پرس میل می نمایند، استاد ایرج بوده! و بعد هم که می خوانند همه از قدرت حنجره ی این استاد بزرگ شگفت زده می شوند چرا که در بداهه خوانی آنقدر زیبا تحریر کرده که هیچ اثری از دو پرس قورمه سبزی در آن وجود نداشته است!}. ضمنا شما دوستان باید به خاطر بسپارید که فشار بی حد و حصر بر حنجره می تواند عواقب سوئی را برای تارهای صوتی تان به همراه داشته باشد!

 قسمت دوم :

یکی از بزرگترین مشکلاتی که امروز موسیقی سنتی ، با ان درگیر است ماندن در قالب ها و دستگاه های ثابت است . در واقع به نوعی در جازدن و تکرار در یک قالب که پس از مدتی باعث دلزدگی می شود . در دستگاه های ایرانی دستگاهی به نام شور وجود دارد که حاوی هیجان و نشاط است اما به علت تعصب برخی از استادان روی این موضوع و تعبیر ان به مطرب و بزم از ان کناره گیری کرده و به این دلیل است که ما شاهدیم که روز به روز موسیقی سنتی مان بیشتر به سمت نواهای غم انگیز کشیده شده است . متاسفانه این تعصب بر روی سازها هم وجود دارد . ارائه موسیقی خوب در هر سبکی مستلزم ریشه یابی از یک ساز و یا نوع ان موزیک است اما در ایران بعضی ها این ریشه یابی را تعصب گرایی معنا می کنند و حتی در انتقال این تعصبات به دیگران هم سعی می کنند . که گهگاهی این تعصبات بی مورد و دور از منطق هنری به نظر می رسند در حالی که واقعیت این است که ریشه ای کارکردن یعنی ارزش قائل شدن برای قسمتی از دنیای موسیقی و موزیک که اگر روی قسمت های دیگر موسیقی گردش علمی و عملی داشته باشیم خواهیم دید که هر سبکی برای خود دارای جذابیت ها و کشش های خاصی است که می توان روی ان سبک ها مانور داد و بدین ترتیب موزیک ساخته شده جذاب تر بهگوش می رسد . این یک قانون به اثبات رسیده است که در موسیقی تلفیق سبک ها در جایگاه درست خودشان ، می توانند بهتر به دل بنشینند و خوشبختانه موزیسین های جوان ما به روش استفاده تقریبا" صحیحی از این فرمول رسیده اند و گهگاهی شاهدیم که در موزیک هایی که از سبک های دیگر دنیا استفاده می کنند سازهای سنتی به شیوه زیبایی جایگزین می شود که به خاطر اشنا بودن گوش ما به این سازها ترانه لذن بیشتری برایمان به ارمغان می اورد .

با این که موسیقی ایرانی از حمایت مخصوصی از طرف اغلب روزنامه های کثیرالانتشار و مجلات شناخته شده برخوردار است و صدا و سیما و رادیو هم برای تبلیغ این نوع موسیقی به هر بهانه ای کم نمی گذارد ! اما باز هم شاهدیم که اخیرا"جایگاه این نوع موسیقی دستخوش افت شدیدی شده است که به عنوان یکی دیگر از دلایل مندرس شدن ان باید به جدا شدن اغلب استادان این رشته از مردم عام و دیگر اغشار موسیقی اشاره کنیم چرا که انان در واقع ترجیح می دهند به بهانه ی ارزش نداشتن دیگر موسیقی ها خود را در کنجی به تنهایی تبعید کنند و با القاء افکار و تعصبات خود ، تنها به تربیت شاگردانی که اغلب از فامیلشان می باشند بپردازند در حالی که حضور مستمر و تولد هنرمندانی تازه وارد اما خوشنام و با اتیه در این عرصه و توجه مردم به ان ها و اثار و کلیپ های تلویزیونی شان و یا کلیپ هایی از این دست که توسط برخی از شبکه ها به صورت پراکنده و یا در قالب برنامه هایی خاص تهیه و پخش می شود این حقیقت را به اثبات می رساند که مردم ما تشنه موسیقی سنتی هستند اما نه در قالب همیشگی ! ... پس باید با در نظر گرفتن قالب ها و واژه های زنده ای چون غم ، شادی ، عشق ، جدایی ، عرفان و دین این نوع موسیقی را تولید کرد و در دسترس مردم قرار داد تا همچنان چون گذشته با حفظ سنت اصیل موسیقی ایرانی ، شنونده ها از شنیدن ان لذت ببرند و ان را در سینه خود حفظ کنند چرا که به قول شهراد روحانی ـ کسی که ۳۰ سال دوری از کشورش باز هم در بسیاری از کارهایش از ردیف نوازی های موسیقی ایرانی استفاده می کند ـ << حراست از موسیقی اصیل ایرانی و توانمند کردن ان یک ضرورت است . این موسیقی باید نسل به نسل حفظ شود و جوانان ایرانی به اموختن ان احتمام ورزند اما باید نواوری هایی نیز در ان به وجود اورند . اصولا" رسالت هنرمندان علاوه بر حفظ یک هنر ، به وجود اوردن تغییرات صحیح در ان نیز هست >> .

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/27ساعت 11:15 توسط دلکوک | 6 مضراب

قسمت اول :                                                                                

درتمام دنیا با توجه به فرهنگ ها ، ادیان ، زبان و حتی موقعیت زندگی ادم ها و ... موسیقی ای در خور همان مردم ساخته می شود تا بلکه از ان لذت ببرند . در واقع هنرمندان بسیاری از کشورها با رعایت اصول و قواعد جهانی موسیقی ، سعی در حفظ هویتی از موسیقی خود داشته و با استفاده از بعضی سبک ها و ریتم ها و جادادن برخی از سازهای موسیقی ان مملکت در چارچوب متعلق به ان کشور ، موسیقی در خور طبع سامعه ام ملت به وجود بیاورند که نه تنها مورد استقبال مردم همان کشور قرار بگیرد بلکه عقاید و فرهنگ جامعه خود را نیز از این طریق به دنیا معرفی و بشناسانند . مثلا" موسیقی اسپانیایی ، عربی ، افغانی ، هندی و ... که برای تمام دنیا شناخته شده است از این قسم می باشند . در ایران هم موسیقی سنتی ـ و یا به قول خیلی ها ایرانی ـ دارای دستگاه ها و سازهای مخصوص به خود است که نشان دهنده هویت اصلی موسیقی ایرانی است اما باید در ادامه اضافه کرد که حتی با قدمت طولانی این موسیقی ، باز هم متاسفانه برای دنیا درک و فهم و حتی تشخیص دادن این نوع موسیقی کار بسیار مشکلی است .

موسیقی در عصر باستان نه به عنوان هنر جداگانه ، بلکه همراه با سایر رسوم اجتماعی به کار می رفته است که از مهم ترین ان ها می توان به مراسم مذهبی ، جشن ها و عملیات جنگی و اجرای اهنگ های محلی اشاره نمود . نقش های معدودی که از سایر تمدن های باستانی در جنوب غربی ایران به جای مانده است نشانه هایی از سازها و محل اجرای موسیقی در عصر مربوطه را در بر دارند . یکی از قدیمی ترین اثار بازمانده در این مورد که احتمالا" به قرن هشتم قبل از میلاد بر می گردد نقش برجسته ایلامی واقع در << کول فرعون >> است . این نقش که بر اثر گذشت زمان اسیب دیده است ، کاهنان معبدی را نشان می دهد که قربانی خود را هدیه می کنند و سه نوازنده چنگ نواز ( و یا سازی شبیه دف ! ) مشغول نوازندگی هستند.

در دوره ساسانیان رامشگران زیادی به دربار وارد شدند که می توان به افراد برجسته ای چون باربد ، نکیسا ، سرکش ( سرگئی ) ، بامشاد ، رامتین ، سرکب و ازاده ـ چنگ نواز معروف خسرو پرویز ـ اشاره کرد و هر کدام از این موسیقی دانان باعث مباهات ایران و موسیقی ایرانی در زمان خودشان بوده اند و موسیقی ای که ما امروز به نام موسیقی سنتی ان را می شناسیم با ان که بی شک دنباله رو و تقلید کار درستی از موسیقی باستان قدیمی ایران نیست اما مهری است بر اثبات استقلال موسیقی ایران و سازهایی چون سه تار ـ تار و ... جزء سازهایی هستند که در موسیقی سنتی ایران به شدت جای دارند . البته گفتنی است که وقتی اسلام وارد ایران شد به نوعی موسیقی ایرانی هم تحت تاثید موسیقی عربی به خصوص از نظر ساز قرار گرفت و سازهای عربی که معمولا" پوستی اند هم جای بزرگی در موسیقی ایران به خود اختصاص دادند و این در حالی است که می گفتند قبل از ورود اسلام در ایران این موسیقی عربی بوده که از موسیقی ایران تاثیر می گرفته است . یکی از مواردی که ایرانیان از عرب تقلید کردند بعضی اوزان ( ایقاع ) بود که ان هم به صورت کلی نبود . به هر حال این روند ادامه پیدا کرد و موسیقی ایرانی و عربی با تاثیر و یا بی تاثیر گرفتن از هم پا به پا ، با بهره گرفتن از سازها و یا حتی نوع پوشش و اواز خاص خود رشد کردند هر چند که امروز می بینیم گر چه گهگاهی موسیقی ایرانی در جشنواره های مختلف خارجی جوایزی را به دست می اورد اما از نظر مخاطب  عام ، برگ برنده در دست موسیقی عربی با سبک شناخته شده جهانی اش است و این در حالی است که موسیقی ایرانی حتی از قدیم نسبت به موسیقی عربی حداقل از نظر پوشش در سطح بالاتری قرار گرفته بوده است !

<< بر گرفته از کتاب : نت احساس ترانه >>

سخنی از استاد شجریان

من زمانی می توانم شجریان باشم که در کار موسشیقی وقت بگذارم ؛ اگر اینچنین نباشد که من شجریان نیستم .... من آنقدر آوازهای خوب شنیده ام و خوانده ام که یک نفر باید در حد آواز من یا بهتر از من بخواند تا خوشم بیاید ....! هیچ آدمی تکرار ندارد ، در هر زمینه ای . مثل من هیچ وقت به وجود نمی آید . بهتر از من خواهد شد ، اما مثل من نه